( تلتله ) ديده نمىشود . « 223 » بالاخره مىبايستى اصلاحات مخصوصا در تركيب و لغات قرآنى ظاهر شود . كلمهء نفى « ما » ( نبودن ) كه نزد بدويهاى عربستان مركزى مسند را در وجه اسمى ( فاعلى - مرفوعى م . ) مىرساند ، در مصحف ما همه جا مسند را در حال مفعولى نشان مىدهد .
و اين تركيبى حجازى بوده است « 224 » در نتيجه ، همه چيز در اين باره به حال اصلى خود باقى مانده است . همچنين اخبار قاريان بهيچوجه تاييد نمىكنند كه لغات حجازى با مترادف نجدى آنها تعويض شده باشد نتيجه آنكه نظريهء والرس نه تنها مسأله را حل نمىكند ، بلكه اين فقط يك جابجائى مسأله است .
برعكس ، مسالهء كاملا سهل و ساده مىشود اگر بپذيريم كه قرآن
هامش
در فعل مضارع مخاطب ( فرم نخست ) ( مثل تعلمlamu،Ti) وجود دارد و احتمالا بخصوص در فرم دوم ، بوسيلهء حذف تدريجى ( مثل تكتبTikittibu) . در اين موارد در قرآن و عربى كلاسيك آمده : تعلمlamu،Taو تكتب. Takattibuمؤلفان مسلمان تصريح مىكنند كه اين تلفظ در گويش حجاز وجود ندارد : به امالى ثعلب در المزهر سيوطى 1 : 128 و فراء در مزهر 1 : 152 و مخصوصا سيبويه 2 : 275 مراجعه شود . مرجع ولرس 16 ، 172 .
( و قال ثعلب فى اماليه : ارتفعت قريش فى الفصاحة عن عنعنة تميم و تلتلة بهراء و كسكسة ربيعة و كشكشة هوازن و تضجع قريش و عجرفية ضبة و فسر تلتلة بهراء بكسر اوائل الافعال المضارعة . م ) .
( 223 ) علاوه بر اين واقعيت كه تمام لغتشناسان اسلامى تاييد مىكنند ، دليل - ديگرى در رسم فعل « توجلTawjal» سورهء 15 : آيهء 53 است كه اگر تلتله در زبان قرآنى وجود مىداشت بايد « تجلTijal» مىبود . به سيبويه 2 : 276 مراجعه كنيد كه تصريح مىكند « توجل » حجازى است .
( 224 ) تركيب نجدى در روايتى آمده است : بيضاوى : 459 س 7 .