تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
به سادگى ملاحظه مىشود كه اين چنين تسليم به سنت املاء قديمى ، گاهى تا آنجا پيش مىرود كه شكلهاى متناقض با تمايلات به حفظ الفباى قرآنى نيز حفظ مىگردد . مثلا گفتيم در جمع مؤنث سالم بجاى دو حرف آخر ( ات ) يك حرف ( ت ) داريم كه بر بالاى آن علامت كوچك الف گذاشته شده است . به چه دليل در دو سه مورد « جنات » حفظ شده و چرا كافر ، عاصف و عاصم نوشته مىشود و حال آنكه كلماتى از همين دست از قبيل باطل ، واحد و خالق به صورت بطل و وحد و خلق با الفى كوتاه بر روى كلمه نوشته شده است ؟ چرا حجاب ، اثقال و انفال نوشته مىشود اما كلماتى از همين نوع مانند كتب ، بلغ ، امثل ، اوثن نوشته شده ( بجاى كتاب و بلاغ و امثال و اوثان ) . چرا سليمن و شيطن ولى در جاى ديگر طوفان و حيوان ؟ به چه دليل اين أشكال مطلقا منحرف كننده كه فقط در زبان عربى قابل درك است در سورهء 35 آيه 28 ، سورهء 14 آيهء 9 و سورهء 60 آيهء 4 آمده ؟ « 210 » چرا همه جا اللاتى ( با نشان
هامش
معلوم مىشود كه ضمير شخصى ( اى ) در پايان آيه ممكن است حذف شود . ( مثال سورهء 54 قمر آيهء 16 و 18 ، عذابى و نذر ( براى نذرى ) به علت قافيه . به علاوه نشان دهندهء عبور دائم اى به ا در همين ضمير مىباشد . ( مثال يا رب و ربى ) « اى پروردگار ! » . به همين ترتيب براى ضمير ( ى ) وقتى پسوند يك امر باشد « مثال : اطيعونى ، اطيعون از من پيروى كنيد » مراجعه كنيد نلدكه 3 : 28 و همين كتاب ص 111 دربارهء ا و أ و اى و او . ( 210 ) اين مشكلات را مىتوان بوسيلهء فقدان يك علامت ويژه براى همزه توضيح داد ( شكل 2 املاء رؤيا ديده شود . ) ولى آنچه تعجب‌آور است حفظ آنهاست . در صورتى كه در جاهاى ديگر اين شكلها مورد قبول يافته‌اند . مراجعه كنيد نلدكه 3 : 46 و توضيحى كه براى اين شكلهاى غير عادى داده شده است .
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 177 | رژى بلاشر / محمود راميار