تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ذلك ، همانطور كه لاث و بعد هم بوئر خاطرنشان ساخته‌اند غير محتمل است مسلمانهائى كه امروز اثر مالكيت آنها را به چشم مىبينيم مرتكب يك چنين گناهى بشوند كه عناصر پليدى را در « كتاب اللّه » وارد سازند و بهر حال ، مطلقا غير قابل درك است كه گردآورندگان مصاحف حروف مقطعى را كه مىدانسته‌اند حروف اول اسامى برخى از معاصرانشان هست ، در نسخهء مصحف حفظ كرده باشند . بدين تذكار مناسب بايد افزود كه معلوم نيست چگونه ابى يا على ( ع ) و يا ابن مسعود حروف اول اسامى شخصيت‌هائى را كه با مصاحف آنها خصومت مىورزيدند ، در مصاحف خود حفظ كرده باشند . به همين جهت بهتر است كه به فرضيهء خود مسلمانها بازگرديم . بدون گفتگو ، اين از يافته - هاى هوشمند بزرگ اسپرنگر است كه چون نتوانست معادلى روشن براى حروف مقطعه طسم بيابد اين مسأله را مطرح ساخت كه آن را معكوس سازيم تا حروف بالقوهء ( اساسى ) «
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
فقط پاكان به قرآن دست مىزنند » از آن بدست آيد . « 200 » برعكس ، بنابر عقيدهء
هامش
اگر ابو بكر و عمر مصحفى گرد آورند بيشتر براى احراز شخصيت و تثبيت قدرت بوده ، پس چطور مىتوانسته‌اند در زمان رسول خدا ( ص ) مصحفى شخصى داشته باشند . نام ابوهريره كه مىگويند در سال هفتم هجرى اسلام آورده و يا قاسم بن ربيعه در ميان دارندگان مصاحف شخصى كجا نقل شده ؟ . ايرادهاى فراوانى بدين گونه نظريات وارد است . همينقدر هست كه طرز تفكر و استنتاج حضرات روشن مىشود . م . ( 200 ) لاث 609 ، با وجودى كه بسيار محتاط است اين فرضيه را كه توسط هرشفلد رد شده مىپذيرد .Beit93 ، و نلدكه 2 : 73 .