افصل « يعنى من خداى هستم ، مىدانم و شرح مىدهم » « 195 » معمولا در اين گونه موارد هر فرضيهاى پذيرفته مىشود و تعبيرات تمثيلى نيز رواج مىيابد ، بنابراين هر يك از حروف مقطعه تعبيرات متعددى را ايجاب مىكند . مثلا « ق » ممكن است حرف اول قرآن باشد و يا اينكه اشارهاى به كوه افسانهاى « قاف » به حساب آيد « 196 » . ولى اين روش انسان را به اشتباهاتى مىكشاند « 197 » كه اشخاص جدى از آن گونه استنتاجات روى
هامش
( 195 ) اين تفسير همانند تمام تفاسير ديگر منشائى روائى دارد كه در اينجا به ابن عباس مىرسد . مراجعه كنيد رازى 4 : 177 .
( 196 ) طبرى 26 : 93 ، به تفسيرات مختلف اتقان مراجعه شود 2 : 10 ، دربارهء حروف كهيعص نلدكه 2 : 71 . ( اتقان 3 : 25 و 26 چاپ 1975 مصر ) .
( 197 ) رازى 7 : 380 ، دربارهء حروف مقطع حم عسق . حيرتانگيزترين اين تعبيرات بوسيلهء اتقان نقل شده 2 : 14 ، كه در آن حروف مقطع طه چنين تعبير شده است : يا بدر « اى ماه شب چهارده ! » . زيرا در حروف ابجد عربى ط 9 و ه 5 است و جمع اين دو مى - شود 14 . و چون 14 مساوى است با چهاردهمين روز قمرى ، پس طه نمايش ماه كامل را مىدهد . قاضى باقلانى اين تعبيرات را دست مىاندازد و در آن چيزى به جز كارهاى شوخى نمىبيند . رازى 4 : 177 س 21 .
سيوطى هم اين قول را در اتقان از كرمانى نقل كرده است ( اتقان 3 : 30 چاپ 1975 و يا 2 : 14 ) . محمود بن حمزهء كرمانى ( متوفاى 505 ه . ) معروف به تاج القراء ، كتاب معروفش « لباب التفاسير » در دو جلد است كه چون آراء عجيب و غريب زيادى در آن نقل كرده كتابش به « عجايب و غرايب كرمانى » معروف شده است . بعضى از ترهات او را سيوطى نقل كرده ، ولى پيش از نقل اين سخن اخير او ، در مورد عدد حروف از قول ابن حجر گفته بود « و هذا باطل لا يعتمد عليه » و دربارهء كتاب كرمانى هم قضاوت كرده كه : « لا يحل الاعتماد عليها و لا ذكر الا للتخدير منها » . م .