مىگردانند .
از جانب مستشرقان نيز به تلخيصاتى فكر شده و فرضيههاى متعددى پيش كشيده شده است .
فرضيهء نلدكه از همه زيركانهتر است « 198 » . اين حروف مقطعه نبايد جزء متن قرآن باشد ؛ بلكه مىتواند حروف اول و يا آخر اسامى مؤمنينى باشد كه در حيات پيامبر ( ص ) مجموعههائى شخصى از سورهها براى خود تشكيل داده بودند . مثلا م ممكن است نمايش مغيره باشد .
ه ابو هريره ؛ س سعد بن ابى وقاص ؛ ن عثمان و غيره . بنابراين ، اينها علائم سادهء ملكيتى مىباشند كه در اثر بىدقتى بهنگام كتابت وارد متن كتاب مقدس شده است ! اين فرضيه كه بعدها خود نلدكه هم آن را رها ساخت مورد موافقت هرشفلد « 199 » و بوهل واقع شده است . مع
هامش
( 198 ) در نلدكه 215 چاپ اول ، اما در چاپ دوم بوسيلهء شوالى اين فرضيه تكرار نشده است .
( 199 ) در « تحقيقات جديد » 142 ، مرجع نلدكه 2 : : 77 .ExegesisandComPositionThetoInResearchesNew. 143 - 141 . 1902London،QoranTheofفهرستى كه از هرشفلد نقل شده اين است : ال مقاله ؛ م مغيره ، ص حفصه ؛ ر ( ز ) زبير ؛ ك - ابو بكر ؛ ه ابو هريره ؛ ن عثمان ؛ ط طلحه ؛ س سعد بن ابى وقاص ، ح حذيفه ؛ ع عمر يا على ، ابن عباس ، عائشه ؛ ق قاسم بن ربيعه ، ( نلدكه 2 : 77 و 78 . ) ولى يك چنين فرضيئه بىبنيادى لااقل نبايد قابل تطبيق بر نام دارندگان مصاحف شخصى در زمان رسول خدا ( ص ) باشد ؟ همهء بحث همين شوالى و نلدكه و برجشتراسر و امثالهم بر سر اين است كه