آنى و فورى را نمىشود از نوآوريهاى بدست آمده از كارهاى مشورتى تفكيك كرد ، بنابراين سعى شده كه « اجماع علماء » را با پوشاندن در كسوت اجازهء استادان نخستين ( صحابه ) معتبر شمرده و قبولاند . در نتيجه اگر سلسلههاى مختلف روايت قاريان قرن دوم / هشتم را تعقيب كنيم بدانجا مىرسيم كه در جوار عثمان و يا زيد بن ثابت ، جواز قراءت به على ( ع ) ، ابى و يا ابن مسعود نيز مىرسد . بهترين نمونهاى كه در اين باره مىتوان نقل كرد مورد عاصم ( متوفى حوالى 127 / 744 ) مىباشد كه سلسله اسنادش بدين ترتيب است :
عثمان و ابن مسعود عثمان ، على ( ع ) ، ابى ، زيد بن ثابت و ابن مسعود زر بن حبيش عبد اللّه بن حبيب السلمى عاصم « 150 » البته در اينجا نبايد مستمسكى پيدا كرد حاكى از اينكه مورد مثال يك قارى كوفى است ، يعنى مردى كه تحت تأثير طرفداران على ( ع ) و ابن مسعود قرار گرفته است . اين مطلب حتى در جزئياتش هم دربارهء نافع مدنى و ابن كثير مكى نيز صادق است . « 151 » اين يك مطلب كلى و عمومى
هامش
( 150 ) اين سلسله توسط دانى : تيسير ، 9 ، داده شده است .
( 151 ) مراجعه كنيد صفحه 126 همين كتاب و دانى ص 8 س 5 كه مىگويد :
عبد اللّه بن عياش قرائت را از ابى گرفته . همچنين ابن كثير قراءت را بطور غير مستقيم از ابى