علم نيز به طرف تهذيب مىرود . مخصوصا با محدود ساختن « انتخاب » ( اختيار ) است كه آنها موفق مىشوند ميان احترام به سنت و حوائج پيش آمده از اوضاع جديد سازگارى برقرار كنند . اصولا قارى در پذيرش روايتى كه بنظرش مناسب مىآيد آزاد است ، ولى او بايد قواعدى را كه مورد قبول « اجماع علماء » قرار گرفته ، مراعات نمايد . وقتى او در برابر چند روايت و يا چند قراءت قرار مىگيرد ، نمىتواند تنها به قواعد زبان و يا منطق و ذوق و سليقهء شخصى كفايت كند . او فقط مىتواند با اتكاء بر روايتى كه توسط شخصيتهائى بدون معارض نقل شده ( و اين مطلب اهميتى اساسى دارد ) ، يكى از روايتهائى را كه به تمام توقعات پاسخگو است انتخاب كند . بنابر روايتى نافع گفته است : « من قراءت را نزد هفتاد نفر از تابعين آموختهام » .
« هر قراءتى را كه دو نفر ( استاد ) بر آن توافق داشتهاند ضبط كردهام و هر قراءتى را كه يكى از ايشان ترك مىكرد من وامىگذاشتم . « 149 » ارزش سندى اين متن هر چه باشد ، يكى از اصول اساسى روش او را كه بر حسب موقعيت پيش آمده به خوبى نشان مىدهد .
در نتيجهء چنين روشى ، بسيارى از قراءتهاى قابل بحث سنديت مىيابد .
چون جدا ساختن عوامل قديم و جديد ميسر نيست ، و نتايج بدست آمده از كارهاى دسته جمعى را از ابداعات فردى نمىتوان جدا ساخت ، و ابتكارات
هامش
( 149 ) مراجع در نلدكه 3 : 139 آمده كه تنها متن عربى را بدون ترجمه نقل مىكند عبارتى كه در نلدكه آمده از اين قرار است :
« قرأت على سبعين من التابعين فما اجتمع عليه اثنان اخذته ، و ما شد فيه واحد تركته ، حتى ألفت هذه القراءة » [ مكى : ابانة ( نسخهء برلين 578 ) ورقهء 499 . ذهبى : طبقات ( نسخهء برلين 3140 ) 15 . ]