على ( ع ) ، ابى و يا ابن مسعود طرد كردهاند روايات شفاهى و يا اختلافات لفظى نبوده ، بلكه نظم سورهها ، اختلاط آيهها ، معادلهاى مترادف ، و كوتاه سخن آنكه ، هر چه با مصحف عثمانى ( در حالى كه عارى از اعراب و اعجام است ) مخالفت داشته ، مورد قبول قرار نگرفته است .
البته در عصر امام مالك ، مطلب بر سر تحريم اصول است . بايستى صبر كرد تا زمان بگذرد و در آغاز قرن چهارم / دهم كار به محكوميت قضائى بكشد .
در نتيجهء اين تعريف و تعيين روش اختيار ( انتخاب ) ، در قرن دوم / هشتم ، در قراءتها سلسله مراتبى معين مىگردد . مىتوان قراءتها را به سه دسته تقسيم كرد : دستهاى غير قابل بحث موسوم به « متواتره » كه سنتى عمومى و مطمئن آن را مستقر كرده ( اين اصطلاح نزد محدثان در مورد خبرى به كار مىرود كه از چند طريق و توسط سلسله رواتى مطمئن به شخص پيامبر برسد ) عدهاى ديگر فقط صحيحه « مطمئن و درست » هستند . يعنى از شخصيتهائى غير قابل بحث رسيده ، و بالاخره عدهء ديگر موسوم به « شاذه » استثنائى ، نادر و بعنوان مشكوك طرد مىشوند . 1
هامش
( 1 ) معمولا براى قبول هر قراءتى سه قاعده و ضابطه وجود دارد : 1 - هر قراءتى بايد با - رسم الخط مصحف عثمانى ( و لو تقديرا باشد ) موافقت داشته باشد 20 - با اصول زبان عربى به هر وجهى كه باشد سازگارى نمايد 30 - اسنادش صحيح باشد . شرط اول در همه حال كاملا و به شدت رعايت شده ، چنان كه مثلا صراط در اصل لغت به سين است ، ولى از نظر رعايت رسم الخط عثمانى ، آن را به صاد مىنوشتند و يا « بسطة » را در سورهء بقره به سين و در سورهء اعراف به صاد مىنوشتند و يا « يبسط » را در بقره به صاد و در ساير سورهها به سين مىنوشتند . لزوم شرط دوم نيز روشن است . ولى چون قبايل عرب همه در فصاحت زبان يكسان نبودند ، دانشمندان