عقلى محضى بوجود مىآيد كه مىتواند ( غالبا بطور مفيدى ) عليه تسلط شديد قراءت روائى به ستيزه برخيزد .
بالاخره ، بايد اهميت نفوذ مراكزى را هم كه قاريان در آنجا تدريس مىكردند به حساب آورد . از آنچه برمىآيد محيط مكه و مدينه بيش از محيط عراق محافظهكار بوده است . در دمشق مردى مانند زهرى ( متوفى 124 / 741 ) « 148 » در نهايت انعطاف و نسبت به شخصيت خلفاء بىنهايت حساس ، ظاهرا در برابر نفوذ ابن عامر قارى ، بدون اينكه جانشين او شود ، بايستى وزنهاى به حساب آمده باشد . در بصره برعكس ، و بويژه در كوفهء آشفته ، روشن نيست كه چطور شود و احساس مذهبى و سياسى كه هميشه آمادهء تظاهر بوده ، در علم قاريان قرآن نمودار نمىگردد .
بيان درجهء تأثير اين عوامل مختلف كارى است مشكل . چنين به نظر مىرسد كه همهء اين عوامل مقارن اواسط قرن دوم / هشتم در يك زمان پيش آمده باشند ، و در اين صورت چند اصل بدست مىآيد . يكى اينكه تكثر قاريان ، مورد قبول قرار مىگيرد و روايات نيز اين تعدد را بازگو مىكنند . 158
ديگر اينكه يك صد و پنجاه سال پس از رحلت پيامبر ( ص ) ، قراءتها به حدى تنوع يافته و زياد شده كه از ميان اين تودهء درهم ، شناخت قراءتهاى معاصر عصر پيامبر ( ص ) سخت مشكل است . در اينجا نيز همچون علم كلام ، روش اين
هامش
( 148 ) مراجعه كنيد به هورووتيز ، دائرة المعارف اسلام 4 : 1310 ، زهرى بيشتر ناقل حديث است اما چندين « قراءت » هم به او نسبت دادهاند كه ممكن است از عروة بن زبير ( متوفى 93 / 711 ) آموخته باشد .
ابو بكر محمد بن مسلم زهرى يكى از بزرگان حفاظ و فقهاء تابعى اهل مدينه است .
نخستين كسى بود كه حديث را گرد آورد و در شام مورد اعتماد عمر بن عبد العزيز قرار گرفت م .