وسواس تشكيل شده و به خوبى نشان مىدهد « 144 » كه در تدوين علم قراءت مبتنى بر روايت تا چه حد مراقبت وسواس گرانهاى داشتهاند . در اينجا جريانى نيز محافظهكارانه ، و بسيار عميق و مقتدر وجود دارد كه در ادامهء شريعت اسلامى سرانجام با قبولى عام به پيروزى مىرسد . پيشرفت قراءت با عوامل ديگرى برخورد مىكند كه در اساس جنبهء نوآورى بيشترى دارند .
در اين مسير و پيش از هر چيز ، نقش اساسى مربوط به مطالعات زبان شناسى از نظر صرف و نحو و علم اللغه است . اگر در حقيقت همانطور كه بارها ديدهايم ، تفسير و علم قراءت اساس صرف و نحو عرب باشد ؛ برعكس ، اين علوم نيز بنوبهء خود در تثبيت و از بر خواندن قرآن متقابلا اثر مىگذارند . از همان اوايل در بصره فعاليت قارى با تلاش نحوى و لغوى با هم اشتباه مىشد .
( به عبارت ديگر ، ميان علم قراءت و نحو و لغت جدائى نبود ) . نصر بن عاصم 106 و يحيى بن يعمر 108 را به ترتيب به عنوان قارى و نحوى و لغوى مىشناسند .
همچنين ، ابو عمرو بن العلاء ( متولد در حوالى 70 / 689 متوفى حوالى 154 / 770 ) كه يكى از بنيانگذاران و استادان اين مكتب است در عين حال هم حجت نحويان است و هم حجت قاريان . « 145 » عيسى بن عمر الثقفى ( متوفى به سال 149 / 766 ) « 146 » نيز به همين ترتيب . بعدها وقتى مكتب نحو كوفى
هامش
( 144 ) دانى : تيسير 8 ببعد . ولى اين مؤلف چنان كه ديدهايم همهء سلسلههائى را كه ظاهرا وجود داشتهاند نقل نمىكند . در هر صورت مسلم است كه تلاش به عمل آمده تا آموزش هر قارى بوسيلهء آموزش يك يا چند قارى ديگرى كه داراى همان مقام باشند معين گردد .
( 145 ) رجوع كنيد : بروكلمن : دائرة المعارف اسلام 1 : 80 و ابن جزرى : شمارهء 1283 .
( 146 ) مراجعه كنيد : دائرة المعارف اسلام 2 : 561 ( مقاله بىنام است ) .