بدون شك در اينجا به تفسير متوسل مىشوند . ولى چگونه مىتوان ميان علم تفسير و تثبيت دقيق يك متن مذهبى تمايز ايجاد نمود ؟ - بويژه براى يك كتاب وحى شده كه به يك زبان و خط سامى نوشته شده است . آيا نمىتوان غالب اوقات از راه معناى بدست آمده از خود الهام ، به قراءت صحيح يك متن رسيد ؟
همانطوريكه مىتوان ملاحظه نمود ، اگر هم كاتبان موفق مىشدند كه در جزئيات الفباى قرآنى به تفصيل و هر چه تمامتر دقت كنند - و مسلما اين كار خيلى هم مشكل بود - باز جا براى علمى خالى مىماند كه آن را علم « قراءت » مىنامند .
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: رژى بلاشر
ص١٢٠