زمان ابو بكر ، نقش آنها بهتر مشخص شد و بر اهميتش افزوده گشت .
« قراءتها » ى آنها به كتابت درآمد . ولى اين كتابت بسيار ناقص بود ، به قسمى كه نمىشد از آموزش شفاهى آنها چشم پوشيد . عمر دراز اين نخستين قاريان مانند ابن عباس ( متوفى به سال 73 / 692 ) و يا انس ابن مالك ( متوفى به سال 91 / 709 ) موجب مىگردد كه آموزش ايشان بعدها تا پايان دومين نسل اسلامى ادامه يابد .
در زمانى كه جنگ ميان على ( ع ) و معاويه مؤسس سلسلهء اموى پيش مىآيد ، وضع قاريان در تغيير عميقى قرار مىگيرد . تعداد آنها خيلى زياد شده و نفوذ سياسى آنها نيز افزون گرديده است . اينان در جنگ صفين شركت مىكنند و با ابن اشعث پيمان مىبندند ( ص 90 همين كتاب ) « 135 » . از اين لحظه ببعد بايد فكر كرد كه عناصر آشوبگر در صفوفشان رخنه كردهاند . بسيارى از آنها بهدفهاى پيشقدمان خود وفادار مىمانند ، ولى در جوار چهرهاى شريف و پاك چون حسن بصرى ( متوفى سال 110 / 728 ) چقدر از قاريان ديگر كه در كار خود ترويجى نمى - بينند . از اين ببعد « اينان نسبت به قرآن نقشى بازى مىكنند كه شبيه است به نقش « راوى » در برابر ديوانهاى شعرى » « 136 » . گفته مىشد كه ريشهء سازمان ايشان به عهد عمر مىرسد . اما اين خود به منزلهء تلاشى است تا ريشهء كارى را كه خيلى بعدها انجام شده ، به صدر اسلام برسانند .
در حقيقت اين قاريان قرآن كه از بين همهء طبقات اجتماع و مخصوصا از ميان بردگان آزاد شده ، برخاستهاند در آغاز فقط با اشتغالات جاريهء
هامش
( 135 ) لامنس : معاويه 350 .
( 136 ) ايضا 349 .