معذلك ، مسائل زيادى است كه در اين مورد معلق مىماند .
يك رسم الخط ، هر قدر هم كه دقيق باشد نمىتواند تمام صورتهاى مختلف تلفظ حروف بيصدا را در بر داشته باشد . الفباى عربى هم از اين قانون مستثنى نيست . مثلا علائمى كه « ل » و « ر » را نشان مىدهند بدقت تعيين نمىكنند كه آيا اين حرف يك تلفظ ساده دارد و يا لفظى مؤكد و سنگين . از طرف ديگر ، هر مؤمنى بهنگام قراءت ، تحت تاثير توارث و عادات لسانى خود واقع مىشود . حال تا چه اندازهاى مىتوان تسليم اين تاثير شد و برعكس ، در چه مواردى بايد با آن مقاومت ورزيد ؟ . . . آيا مجاز است كه مانند مردم حجاز همزه را مشخص ننمود .
( شكل 2 ) و يا بايستى مانند مردم عربستان مركزى روى آن تاكيد نمود ؟ . . .
همهء اينها در مورد تلفظ حروف مصوت نيز مطرح است . اگر فقط سه صداى آ ، او ، اى
i
،
u
،
a
را در نظر بگيريم ، مسلما در الفباى عربى تعداد ديگرى از صداهاى حد وسط را كنار گذاشتهايم . مانند
a
،
e
،
a
( آ
a
متمايل به ا
o
مثل لهجهء برّى در فرانسه ) . در چه مواردى مىتوان اين صداها را مشخص كرد ؟ و بالاخره در چه كلماتى اين صداها كشيده ( ممدود ) و در چه كلماتى كوتاه ( مقصور ) به كار مىروند ؟ از طرف ديگر - و اين حائز اهميت زيادى است - بفرض اينكه بتوانيم در بارهء اعراب آخر كلمه كه نشاندهندهء نقش آن كلمه در جمله است توافق نظر پيدا كنيم ، برعكس صداى تلفظ ساير هجاها مبهم مىماند .
در آغاز سورهء 76 30 امروز توافق شده كه تلفظ به صورت زير باشد :
« غلبت الروم روميها مغلوب شدند » ، ولى مىتوان همچنين خواند :
« غلبت الروم روميها پيروز شدند » . بر چه اساسى اين يا آن را مىپذيرند ؟