بر خلاف علامتگذارى براى تشخيص حركت كلمه ، روش نقطه - گذارى به منظور تشخيص و تميز حروف هم شكل ( ص 15 همين كتاب ) مىتوانسته از صدر اسلام جزما وجود داشته باشد . مقدارى از پاپيروسها و سكهها كاربرد آنها را دربارهء چند حرف از سال 85 / 704 « 131 » تاييد مىكنند . اما در چه تاريخى آن را در قرآن هم به كار بردهاند روشن نيست .
تنها چيزى كه مىدانيم اين است كه نسخههاى حجازى فاقد آنند ( شمارهء 328 پاريس ) و يا به ندرت در آنها ديده مىشوند ( شماره 326 و 336 ) و همچنين نسخههاى خطى كوفى ( از قبيل شمارهء 387 قاهره ) نيز فاقد آن مىباشد . معذلك مىدانيم كه اين نوآورى با هيچ مقاومتى مواجه نشد . كاربرد آن به سرعت توسعه يافت و قسمت اعظم نسخههاى خطى « كوفى » داراى علائم و منقوط مىباشند . البته در بعضى از قرآنها چنين به نظر مىرسد كه اين علائم بعدها افزوده شده باشند ( مثلا ممكن است اين موضوع دربارهء قرآنهاى « حجازى » كه داراى چند علامت مىباشند مصداق داشته باشد و همچنين نسخهء پاريس شماره 324 ) ، ولى غالب اوقات اين علائم با خود متن هم عصرند . جالب توجه است كه اين علائم هيچگاه از كلمهء همراه خود بيگانه به حساب نيامده و مانند خود كلمه با مركب سياه نوشته شدهاند . اين علائم به شكل خطوط نازك ، ساده ، دو تائى و يا سه تائى كه بطور مورب از چپ به راست كشيده شده است ، در بالا و يا زير حروف بىصدا نمايش داده مىشود .
هامش
( 131 ) مجموع آن را ببينيد موريتس ( مقالهء عربى ) در دائرة المعارف اسلام 1 : 389 آ .
( 132 ) ابن ابى داود : 158 ببعد .