نشان دادهاند كه رنگش با رنگ نقطههاى حرف صدادار فرق داشته باشد .
مثلا در نسخهء خطى شمارهء 326 پاريس رنگ آن زرد است و حال آنكه حروف مصوت با رنگ قرمزند : و اين روش هنوز در قرن پنجم / يازدهم يعنى در عصر دانى نيز اجراء مىشده است .
كمى بعد ، استاد ديگرى از اهل بصره ، ابو حاتم سجستانى ( متوفى 250 / 864 ) كتابى دربارهء نقطهگذارى قرآن تأليف كرد كه هماكنون قسمتى از آن در دست است « 1301 » . در اين موقع رسم الخط تكامل يافته بود . زيرا بجاى اينكه تنها به ضبط سه حرف علة ( واى ) اكتفا شود ، تعدادى از حروف مصوت مهم نيز در داخل كلمه نوشته مىشد . ( مثلا قتلو
Qutlu
خوانده مىشود
Qutilu
قتلو « آنها كشته شدهاند » ) گامهائى با درنگ در راه تكامل الفباء برداشته مىشود اما هنوز تمام مقصود حاصل نشده است . حتى در آغاز قرن پنجم / يازدهم « دانى » در « كتاب النقط » خود خاطرنشان مىسازد كه هنوز در محافل محافظهكار بر عليه اصلاح كتابت قرآن رو ترش مىكنند و مىكوشند تا قرآنهاى بدون حروف مصوت كوتاه را به كار برند . حقيقت مسأله مهم است . در همان - زمانى كه دانى اين را مىنوشت ، هنوز براى ضبط صداهاى كوتاه و همزه ، از روش نقطهگذارى استفاده مىكردند نه از علائمى كه امروز مورد - استعمال مىباشد : با نبودن علامت خاصى براى نمايش تشديد ، آن را با حرف اول كلمهء شديد نمايش مىدادند ، و معذلك هنوز در برابر اين روش نيز مقاومت بود « 1302 » .
هامش
( 1 / 130 ) مراجعه كنيد ابن ابى داود : 144 شرح مفصلى در آن باره دارد .
( 2 / 130 ) دانى . نقط : 7 ) 134 .