تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
محذوف است ( مثل كتب ، انهر ، كفرون ، مسلمت كه تلفظ آنها مىشود كتاب ، انهار ، كافرون ، مسلمات ) به اين نتيجه رسيده‌اند كه اصلاح در نيمه راه متوقف مانده است . زيرا به كار بردن همين اندازه اصلاح نيز سنت الفبائى را كه مورد قبول يافته بود بر هم زده است . شايد در قديمىترين نسخه‌ها كه بعنوان نمونه انتخاب شده بوده ، حرف الف را فقط براى تمايز يك جمع مكسر از مفرد ( رجل « يك مرد » در مقابل رجال « مردان » ) در داخل كلمه به كار برده‌اند ، و يا اينكه در آخر كلمه براى تشخيص يك تنوين از حالت مفعولى كلمه ، به كار مىرفته است . چه بسا كه در بسيارى از موارد حذف الف را بتوانيم چنين توضيح كنيم كه كاتبان مكى كه اساسا به منظور تعيين آغاز و يا آزاد ساختن صوتى همزهء آن را به كار مىبردند ، نتوانستند بفكر نوشتن آن بيفتند . زيرا بعقيدهء نحويون عرب ، اين دو تلفظ در لهجهء مكى وجود ندارد . غالب اوقات نيز آ در شكل بعضى از كلمات مثل كلمت و جنت ديده نمىشود . زيرا اين كلمات ممكن است بر حسب مورد به صورت مفرد ( كلمت و جنت با حرف مصوت كوتاه ) و يا به صورت جمع ( كلمات - جنات با حرف مصوت كشيده ) خوانده شود . شايد بالاخره با همهء احتياطات عملى بتوانيم قبول كنيم كه در برخى از موارد ، مثلا در هجاى ماقبل آخر ، كاتبان طنين ا را احساس مىكردند و نه آ ، آنوقت هر جا كه طنين ديگرى حس مىكردند ، از نوشتن آ خوددارى مىكردند . همين احترام به ضبط صوتى قديم كلمه ( و يا هنوز جارى ) است كه آنانرا بر آن داشت كه حرف صدادار أ
O
را در برخى از كلمات معرب از قبيل زكات و صلوة را با « واو » بنويسند ، و اين نشانهء آن است كه تلفظ آن مسلما زكات و صلوة ( به صداى أ ) بوده است .