عثمان را « قصه » مىشناسد مردود و مطرود مىگردد . « 124 » ولى البته هر كدام از روايات مربوط به اين اقدام حجاج هر قدر هم كه قابل بحث به نظر آيد ، باز غير ممكن است وجود اين اقدام را كه در عهد حجاج مصححين كارى كردهاند منكر شد . آنچه مىتوان پذيرفت اين است كه اين دولتمرد فعال در نشر كتاب مقدس فعاليت وسيعى ابراز داشته و اين نحوهء فعاليت از هر جهتى موافق با اعتقاد شخصى او و اعتقادات خليفهء حاكم بوده است .
تكامل خط مصحف
تاكنون خطشناسى ، وجود يك الفباى كامل را در آغاز حكومت عبد الملك بدان سان كه در مصحف تبعيت شده ، تأييد نكرده است . قرآنهاى قديمى « حجازى » از قبيل قرآنهاى شمارهء 326 و 328 هيچگونه حروف مصوت مقصوره ( واكهء كوتاه ) را ندارد . قرآن شمارهء 336 پاريس هم بعضى موارد حروف مصوت مقصوره را دارد ، ولى چنين به نظر مىرسد كه بعدها اضافه شده
هامش
مسلمانى بدان معترض نشده و چطور كه مسلمانها پس از حجاج و گذشت قدرت او از آن چشم پوشيدهاند ؟
گيريم كه توانست نسخههاى قرآن را جمع كند و در همهء ممالك پهناور اسلامى حتى يك نسخهء قرآن هم دور از دسترس او باقى نماند ، آيا مىتوانست كه قرآن را از سينه و دل مسلمانها نيز بزدايد ؟ آنها كه عددشان را در اين هنگام جز خدا نمىداند . و اگر در قرآن چيزى بر ضد بنى اميه مىبود ، مسلما قدرت و شدت معاويه خيلى بيشتر از حجاج بود و نفوذش بمراتب عميقتر از حجاج بود . او پيش از حجاج بايد بدين كار دست مىيازيد ، و مسلما از پس آن ، ياران على ( ع ) نيز اين كار را بر معاويه مىگرفتند . همچنانكه در طول تاريخ بر او احتجاج كردهاند و كتب تاريخ و حديث و كلام از آنها پر است . . . ( البيان 1 ؛ 238 ) م
( 124 ) كازانوا : 127 .