ملاحظه كنيم كه مكتب بزرگ خطاطى ، كوفه شهر رقيب مىباشد . شايد بتوان از اينجا دليلى مستقيم براى اين موضوع پيدا كرد كه تضاد ميان دو مكتب كوفه و بصره مربوط به قبل از پايان قرن سوم / نهم نبوده است .
تكامل كتابت مصحف عثمانى
دليل قاطعى وجود ندارد كه بر پايهء آن بتوانيم بگوئيم دومين تجديد نظر در كتابت مصاحف پس از مصحف ابو بكر ، در زمان عبد الملك واقع نشده باشد . چه بسا كه حجاج با قبولاندن يازده مورد اصلاحى ، شخصا در اين كار دخالت كرده باشد 100 و شايد هم كه در اين عصر اشتباهات كاتبان را در نسخههاى عثمانى نيز تصحيح كرده باشند . 101
در اينجا با موضوع جالبى روبرو مىشويم . قسمتهاى ديگرى از كتابت قرآن كه حتى به چشم چند نفر از شخصيتهاى محترم صدر اسلام نيز ناقص مىآمده به همان وضع - همانطوريكه در مصحف ديده مىشود - محفوظ مانده است . با اينكه در آن موقع هيچ كارى از آن سادهتر نبود كه خط قرآنى را با از بين بردن اشكال لهجهاى ، كه از مدتها پيش بدون شك پيش آمده بود ، وحدت كامل بدهند . « 121 » به چه دليل نسبت به سنت كتابت گاهى تا بدين پايه احترام شده و زمانى عكس آن انجام گرديده است ؟ فعلا بايد از درك اين موضوع منصرف شويم .
هامش
( 121 ) ابن ابى داود : 32 ببعد ، روايتى را نقل مىكند كه عثمان گفته : « من در اين ( مصحف ) لحنى مىبينم . عرب آن را اصلاح خواهد كرد » .
اين سخن را به عمر نيز نسبت دادهاند و يا عايشه آن را خطاى كاتبان شمرده است .
النقط دانى 185 ، لمقنع 134 ، الاتقان 1 : 182 نوع 41 تنبيهات . م .