عهد امويان نيز نمونههاى آن ديده مىشود . « 120 » ( به شكلهاى 3 و 4 مراجعه كنيد ) .
ث - دربارهء به كار بردن الفباى كامل در كتابت قرآن ، خطشناسى و همچنين اخبار اسلامى تأييد مىكنند كه احتياج اندك اندك آنها را وادار به استفادهء از آن نمود . منتسب ساختن مسألهء نقطهگذارى در قرآن به نصر بن عاصم و يحيى بن يعمر ، فرضيهء « چندين راه حل همزمان » را تأييد مىكند .
البته دولتمردان به اين گونه اقدامات ابراز علاقه كرده و آنها را تشويق مىكردند . ولى هيچگونه دليلى وجود ندارد كه نشان دهد اين دولتمردان آنها را بر مردم تحميل نموده باشند . مخصوصا كه نسخههاى خطى به خوبى نشان مىدهند كه روشهاى مختلف كتابت پيش از آنكه جنبهء رسمى پيدا كند ، متدرجا پيشرفت كرده و تكامل يافتهاند . اصلاح در عهد عبد الملك آغاز شد و تا چند نسل ادامه يافت و فقط مقارن پايان قرن سوم - نهم تكامل پيدا كرد . چقدر ما از اين حادثهء شگفتآور همچون ضربهء عصا كه بنا بر بعضى از اخبار مجموعهء كار از مغز شاعرى موسوم به ابو الاسود دوئلى تراوش كرده ، بدور مىباشيم :
ج - چيزى كه بسيار جالب توجه است تمركزى است در اخبار اسلامى كه ابتكار الفباى كامل را تنها به قاريان بصرى مانند نصر بن عاصم و يحيى بن يعمر نسبت مىدهند . اين مسأله اهميت بيشترى مىيابد وقتى
هامش
( 120 ) دربارهء هماهنگى خطوط نسخ و گوشهدار مراجعه كنيد مقالهء عربى موريتس در دائرة المعارف اسلام : 393 ببعد به كار بردن خط كوفى براى نوشتههاى غير مذهبى خيلى نادر و تقريبا استثنائى است . نمونهاى از آن در شجرهنامهاى در برلن ديده مىشود . نقشه 19 رايت .