تظاهر مىكند : رسم الخطهاى مكى ، مدنى ، بصرى و كوفى . « 115 » همين مؤلف چنين مىافزايد : « در سبك مكى و مدنى الفها ( آ ) انحنائى به سمت راست دست و بالاى انگشتان ( ؟ ) دارند كه در صورت خودش يك انعطافى است » . ولى اگر به قرآنهاى شمارهء 328 تا 336 محفوظ در كتابخانهء ملى پاريس مراجعه كنيم مشاهده خواهيم كرد كه اين قرآنها از نظر رسم الخط با اين توصيف مشابهند ( شكل 1 ) اين قرآنها مربوط به چه عصرى مىباشند ؟ از سائيدگى حروف يكى از نسخههاى خطى مثل نسخهء شمارهء 328 بطور قطعى انسان فكر مىكند تاريخ آن خيلى قديمى است .
ولى اين نتيجه را بايستى با احتياط قبول كرد . زيرا به نظر مىرسد كه اين سبك گاهى از اوقات مثل قرآن شمارهء 337 دقت بيشترى داشته و تحول زيادترى هم يافته باشد ( شكل 3 ) . از طرف ديگر بايد متوجه باشيم كه در اين عصر يك رسم الخط كاملا ثابتى نيز وجود داشته است .
همانطور كه ملاحظه مىشود نتايجى كه خطشناس بدان مىرسد به شدت يأسآور است . اگر اين نتايج را با اخبارى كه از طريق روايات رسيده در هم آميزيم به نتايج زير مىرسيم :
الف - پيش از حكومت خليفه عبد الملك و در عهد او ، چندين سبك خطاطى وجود داشته است ولى پيدايش هر يك از اين سبكها مربوط به زمان خاصى است . سبك « حجازى » ( مكى و مدنى ) به سمت راست خوابيده و به صورت نسبتا مدور و فاقد نقطههاى اعجام است . اين سبك بدون شك در
هامش
( 115 ) فهرست : 6 .