ولى اين مواد آن امكان را هم نمىدهد كه آغاز اين تحول را دقيقا تعيين كنيم « 112 » بفرض اينكه نسخ خطى قرآن واقعا به خوبى فهرستبندى شده باشند معذلك بايستى آنها را مقايسه كرد و بر حسب خانواده الفبائى گروهبندى و بر حسب ترتيب زمانى تقسيمبندى كرد . در مورد قديمىترين نسخ خطى يعنى تنها آثارى كه از نظر ما سودبخش است مشكلاتى پيش مىآيد كه حل آن به سادگى امكانپذير نيست . اول مشكل تاريخگذارى است . باستثناى نيم دو جين ، هيچيك از قرآنهاى چهار قرن اول اسلامى تاريخ گذارى نشده است . دومين مشكل اصلى اينجاست . بفكر افتادند كه قديمىترين نسخ خطى را بر حسب خانوادهء « حجازى » ( مكى و مدنى ) و خانوادهء « عراقى » ( بصرى و كوفى ) گروهبندى كنند . تصور مىشد كه با عنايت به قراءت متن بتوان بدين هدف نائل گرديد . ولى بلافاصله متوجه شدند كه متن در هم بوده و نسخههائى خطى مثل نسخهء خطى اسلامبول سراى ( 50 / 385 ) كه در مجموع مدنى است محتوى قراءت غير مدنى هم هست . « 113 »
هامش
( 112 ) در مورد خطشناسى نسخههاى خطى قرآن ، موريتس ( مقالهء عربى دائرة المعارف اسلام 394 ) نظريهء عمومى جالبى داده ، نلدكه 3 : 251 ببعد ، كه بيشتر خط كوفى براى كتابت قرآن به كار رفته است . براى نسخههاى عكسى مراجعه كنيد به خطشناسى عربى موريتس ، نلدكه 3 : 275 ببعد ( ده نمونهء خطوط كوفى قرآنى ) شوون 57 ببعد و نلدكه 3 : 251 ببعد در يادداشت خود صورتى از كارهائى مىدهد كه دربارهء نسخههاى خطى قرآن انجام شده است .
( 113 ) نلدكه 3 : 270 ، وسيلهء ديگرى براى تثبيت مبدء « حجازى » و يا « عراقى » نسخه خطى عبارت است از شمارش آيات و بررسى اينكه آيا تقسيمبندى با مقابلهء ( مصحف ) بصره و يا با مقابلهء كوفه كه تقسيمبندى آيات آن شناخته شده است انطباق دارد يا نه ؟
متاسفانه در بسيارى از نسخههاى خطى تقسيمبندى آيات وجود ندارد و يا بعدا اضافه شده است . ر ك . نلدكه 3 : 271 .