به سال 129 / 746 بوده است . ابن سير بن محدث ( متوفاى 110 / 728 ) بايد قرآنى كه بدست يحيى نقطهگذارى شده بود در اختيار مىداشته « 109 » است .
اين خبر حائز اهميت خاصى است زيرا نشان مىدهد كه تا آن زمان 110 / 728 مصوتهاى كوتاه در خط قرآن راه يافته بود . اما متأسفانه خبر مشكوك به نظر مىرسد و اخبار ديگرى مخالف آن هستند .
هامش
سالگى فوت كرده در بصره حوالى 45 / 665 به دنيا آمد . زندگانى او به خوبى معلوم نيست . قسمتى از آن در عراق بوده و از آنجا به خراسان مهاجرت كرده و چنين به نظر مىرسد كه او چندين بار به شهر زادگاهى خود بازگشته است . بعضى مطالبى است كه جنبهء داستانى دارد و او را با حجاج مربوط مىكند كه او را در سال 84 / 704 به خراسان تبعيد كرد . بعد از اينكه به خدمت مهلب والى درآمد به سمت قاضى مرو منسوب شد و در آنجا در سال 129 / 746 مرد . ( تاريخ 90 / 706 را كه نلدكه 3 : 165 و 262 داده است بايد مطرود دانست ) . يحيى شيعى مذهب بود ولى در حد اعتدال . ابن خلكان 2 : 227 و چنين به نظر مىآيد كه اين مطلب علت واقعى اختلاف او با حجاج بوده است . در بصره او به عنوان يك قارى صاحب نظر شناخته شده بود . او را يكى از مؤسسان مكتب نحو اين شهر و ابن ابى اسحاق را شاگرد او مىدانند . ابن سلام : 6 . در جوانيش با ابن عباس و ابن عمر ملاقات كرده و از آنها روايت حديث مىكند . به عنوان محدث قتاده 118 / 736 شاگرد او است . دربارهء يحيى مراجعه شود به سيرافى : 22 ( تكرار شده بوسيله نزهة 19 - 22 ) فهرست 41 ( به نظر مىآيد كه تلخيص سيرافى باشد ) ابن سلام : طبقات چاپ هل ، 5 ، ابو الطيب لغوى : مراتب ( در مزهر 2 : ذيل 248 ) ، ابن خلكان 2 : 226 ( منبع مهم ) ، بغيه : 417 ، ابن جزرى : 381 .
ابو سليمان يحيى بن يعمر قيسى جدلى عدوانى از قاريان بنام قرآن و اصلا ايرانى و شيعه بود . او در اهواز به دنيا آمد و ساكن بصره شد . المحكم : 5 ، اتقان 2 : 171 ، غاية النهايه 381 ، البرهان 1 : 250 ، قرطبى 1 : 63 ، مقدمتان 276 ، اعلام زركلى 9 : 225 ، جهشيارى 41 - 42 ، راميار : تاريخ قرآن 153 . م .
( 109 ) ابن خلكان 2 : ذيل 227 .