تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
سوّم اين كه آنها كه از همه بيشتر عناد و دشمنى داشتند ، زودتر ايمان مىآوردند ، و وقتى قرآن را مىشنيدند دلهاشان به آن گرايش پيدا مىكرد و به دعوت آن پاسخ مثبت مىدادند ، مثلا ابوذر غفارى كه وقتى كلام خدا به گوشش خورد ، ايمان آورد ، برادرش « انيس » پس از شنيدن آن ، به خاطر آن كه خارج از توان بشر بود ، آن را باور كرد ، « جبير بن مطعم » نيز چنين شد ، عمر بن خطاب وقتى قرآن قراءت كرد ، دلش از شرك و سركشى خالى ، و به زيور ايمان آراسته شد . از اين امور كه توأم با ناتوانى عرب از هماوردى با قرآن بود ، دو مسأله بديهى به دست مىآيد : مسألهء اوّل اين كه اساسا سبب ناتوانى آنان ، بلاغت و هماهنگى گفتار و زيبايى بيان در قرآن بود ، كه اين امر را با گوشهايشان احساس مىكردند ، همچون غذايى كه با زبان چشيده مىشود ، و اين اعجاز قرآن ذاتى بود نه عرضى ، يعنى واقعا آنان از مقابله با قرآن ناتوان بودند ، نه اين كه قدرت انجام اين كار را نداشته باشند بلكه بايد گفت امرى از خارج آنان را از اين كار باز مىداشت . مسألهء دوّم اين كه قرآن علاوه بر بيان عالى و بى نظير ، داراى علومى غير آشنا براى آنان بود از قبيل بيان قوانين استوار و تنظيم روابط دوستان و بيگانگان ، علم ميراث ، علم احكام مربوط به اسيران ، بيان آفرينش انسان از گل خالص ، ديدگاه اسلام نسبت به جهان و متعلقات آن ، و حقايق ديگرى كه جز خداى لطيف و خبير كسى آن را نمىداند ، خدايى كه جهان را آفريد و همه را به حد كمال خود رسانيد ، و خدايى كه دانش او بر همه چيز احاطه دارد . همچنين در قرآن داستانها و سرگذشتهايى وجود دارد ، كه آنان تا آن زمان بى خبر بودند . در آن ماجراى ابراهيم ( ع ) و بناى كعبه زمانى كه وى به همراه اسماعيل ديوارهاى آن را برافراشتند ، نقل شده است ، و نيز در آن اخبار مربوط به سرزمينهاى عربى و آثار مردم آن جا ، و آنچه كه خداوند بر آنان فرستاده است به چشم مىخورد . تاريخ موسى ( ع ) نيز در آن مذكور است ،