برخى گفتهاند : تاريخ اسلام را غير از مسلمين ، افراد ديگر ( بىطرف ) ننوشتهاند و آنان مطالب مربوط به معارضه با قرآن را از بين بردهاند . اين سخن از ناحيهء دروغ پردازان است ، و در پاسخ مىگوييم :
اولا نمىتوان همهء مردم را مسلمان و مؤمن دانست ، با آن كه در آن جا قرآن ، داراى مخالفين جدّى بود .
و ثانيا دشمنان اسلام از زمان ظهور پيامبر ( ص ) تا هنگام وفاتش و هنگامى كه مردم ، دسته دسته ، مسلمان مىشدند ، وجود داشتند ، و زنادقه در مشرق و مغرب زمين پراكنده بودند ، و از هيچ آزارى نسبت به مسلمانان كوتاهى نمىكردند ، و دشمنان اسلام در ميان آنان رخنه كرده بودند ، و افكار منحرف ، و سخنان باطل ، و مذاهب فاسد را در بين آنان انتشار مىدادند ، پس چگونه مىخواستند چيزى را كه به جنگ قرآن رفته است ، پنهان كنند با اين كه آن را منهدم كنندهء اساس اسلام مىدانستند ، نهايت كارى كه توانستند انجام دهند ، اين بود كه « عبد اللّه بن مقفع » 12 را وادار كنند تا براى مبارزه با قرآن كتابى بنويسد ، ولى اگر چنين نسبتى صحت داشته باشد ، تصميمى بيش نبوده ، و جامهء عمل به خود نپوشيده است ، و گرنه به اطلاع ما مىرسيد ، و ما در اصل اين نسبت ترديد داريم ، به هر حال آنها مىخواستند فضا را تيره بسازند و چشمان مريض را از حقايق محروم نمايند و اگر « عبد اللّه » واقعا چنين كارى كرده باشد نشانهء حماقت اوست و تأييدى است بر نظر كسانى كه او را زنديق مىدانند ، زيرا با اين كه وى خود را ناتوان از معارضه مىديد باز هم به خاطر تضعيف اسلام دست به چنين كارى زده است .
رمز معجزه بودن قرآن
ناتوانى عرب از آوردن چيزى شبيه قرآن واقعيتى غير قابل انكار است ، و هيچ مؤمنى در آن ترديد نمىكند ، و آن را مورد انكار قرار نمىدهد ، و جز فرد بىخرد و بىانديشه كسى در آن لجاجت نمىكند ، و شاهد بر آن وجود روايات متواتر و اتفاق نظر همگان از دوست و دشمن است .