از اين كار باز مىدارد . »
در اين مورد ابو ريحان بيرونى متوفاى سال 430 هجرى در كتاب « ماللهند من مقولة مقبولة فى العقل او مرذوله » مىگويد :
« خواص آنان مىگويند كه پيروان اين مذهب مىتوانند نظير آن اشعار را بياورند ولى به جهت احترام به آن كتاب ، از اين كار بر حذر شدهاند » ابوريحان علت ممنوعيت را ذكر نكرده است ، آيا منع تكليفى [ حرمت ] مراد است كه زاييدهء ايمان به اين مذهب و مكتب است ؟ - البته لزوم ايمان به اصل آن مكتب خود دلايل ديگرى دارد - يا منع تكوينى مورد نظر است ، يعنى « برهما » تكوينا آنان را از اين كار باز مىدارد تا نتوانند مثل آن را بياورند ؟
به نظر مىرسد كه نظر دوّم صحيح باشد ، زيرا اوّلا موافق با نظريهء عموم دانشمندان آنان است ، و ثانيا مشهور است كه نظريهء « صرفه » از « براهمه » سرچشمه گرفته است .
هنگامى كه در دوران « منصور ابو جعفر » خليفهء دوم عباسى متوفاى سال 156 هجرى و خليفههاى پس از وى افكار هندى به جامعه اسلامى رسوخ كرد كسانى كه تجدد گرا و دنبال افكار بيگانه بودند اين نظر را به گرمى پذيرفتند و آن را بر قرآن نيز منطبق كردند ، گر چه قابل انطباق نيست ، از اينرو برخى از آنان گفتند :
« ناتوانى عرب از آوردن مثل قرآن نه به خاطر يك امر ذاتى در الفاظ معانى ، بافت و نظم آن بود ، بلكه خداوند متعال آنان را از اين كار باز مىداشت . »
رواج اين نظريه دو نتيجه به دنبال دارد :
نتيجه اوّل اين كه قرآن كريم در آن حد از بلاغت و فصاحت نيست كه بتواند ديگران را از آوردن مثل آن عاجز كند ، پس عاجز كردن از صفات ذاتى قرآن نيست .
نتيجه دوّم اين كه كتاب خدا همانند كلام بشر است ، و هيچ مزيّتى از جهت بلاغت يا معنى بر آن ندارد .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٠٠