موضوع دوّم اين كه قرآن ، اعراب را به وادى ايمان هدايت كرد چرا كه داراى جذابيت ، قدرت بيان ، و ايجاز شگفت انگيز و سخنان استوار ، و داستانهاى كوچك و بزرگ ، و پندهاى فراوان كوتاه و بلند است ، عبارات طولانىاش بهجت زاست ، و جملات كوتاهش با عبارتى آشكار و اشارهاى روشن ، چيزى را فرو گذار نمىكند ، در واقع گرايش به قرآن به خاطر به مبارزه طلبيدن آنان و عجزشان نبود - اگر چه آنان عاجز بودند - بلكه به خاطر جذبهء خاص قرآن بود ، كه داراى بيانى فوق توان بشر ، و در بر دارندهء واقعيات استوار بود ، همچنان كه خداوند فرمود : « همانا ما پيغمبران خود را با ادّله و معجزات ( به سوى خلق ) فرستاديم ، و برايشان كتاب و ميزان عدل نازل كرديم ، تا مردم به راستى و عدالت گرايند ، و آهن را كه در آن هم سختى جنگ و كارزار و هم منافع بسيار براى مردم است ، نيز براى حفظ عدالت آفريديم ، تا معلوم شود چه كسى خدا و فرستادگانش را با ايمان قلبى يارى خواهد كرد ؟ ( هر چند ) خدا بسيار قوى و مقتدر و ( از يارى خلق بىنياز ) است » . 10
علاوه بر اين بىترديد كسى از اهل بيان اقدام به آوردن چيزى نظير قرآن نكرد ، البته تاريخ چنين اقدامى را از « مسيلمهء كذاب » و برخى ديگر در ايّام « ردّه » نگاشته است ، و جملاتى كه از مسيلمه در مورد معارضه با قرآن در تاريخ آمده است ، ميزان درك و فهم مشركان را [ از قرآن ] اثبات مىكند چه اين كه آنان دست به معارضه نزدند ، تا مورد تحقير و استهزاء مردم قرار نگيرند .
در اين جا « باقلانى » 11 را پيرامون اعجاز قرآن مىآوريم ، تا به قول او سبب شگفتى و بصيرت خواننده شود ؛ « مسيلمه بر اثر سبكسرى و ضعف ديگران را منحرف و گمراه كرد . زيرا او قبل از شنيدن قرآن گمراه و كافر بود .
ميدان جهل وسيع است ، مردمان احمق زيادند و زمينهء حماقت هم در كفار و مشركين موجود است ، ولى ما وقتى مشركان را گمراه مىدانيم ، به اين معنى نيست ، بلكه آنان در عين انكار حق از زيركى و شعور زياد برخوردار بودند .
اين نادان را بنگر ، چگونه مىخواهد شبيه قرآن سخن بگويد : « و الليل الاطقم ، و الذئب الادلم ، و الجذع الازلم ، ما انتهكت اسيد من احرم » سوگند به
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٩٤