تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
را شاعرتر از برادرم انيس نديده بودم ، او با 12 شاعر از جمله خودم به معارضه پرداخت » . انيس به مكّه آمد و به سراغ ابوذر رفت تا از حال پيامبر ( ص ) به او خبر دهد ، ابو ذر پرسيد : مردم دربارهء او چه مىگويند ؟ گفت : « مردم او را شاعر ، كاهن و ساحر مىدانند ، امّا من سخنان كاهنان را شنيده‌ام ، سخن محمّد ( ص ) هيچ شباهتى به آنها ندارد ، با اوزان شعرى نيز آن را سنجيدم ، مطابق نيافتم ، اين سخن بر زبان هيچ كس جارى نمىشود ، او راست مىگويد و مردم دروغ » . د - بزرگان مخالف پيامبر ( ص ) مىترسيدند كه قرآن در آنان تأثير كند ، در حالى كه آنان كفر را بر ايمان ، و گمراهى را بر هدايت ترجيح مى دادند ، از اين رو با يكديگر به توافق رسيدند كه به قرآن گوش ندهند اين ترس به خاطر علوّ بيان قرآن ، خارج بودن آن از دسترس و توان بشر بود و مىديدند كه مردم و از جمله بزرگان و آنها كه داراى مقام و شوكتى در جامعه بودند تك تك به آن ايمان مىآوردند ، و نيز تقويت اسلام و افزايش مؤمنان و تضعيف شرك و اندك شدن مشركان را مشاهده مىكردند ، خداوند از زبان آنان نقل مىكند :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ
« كافران به مردم گفتند : بر اين كه محمّد ( ص ) مىخواند گوش فرا ندهيد ، و سخنان لغو و باطل در آن القا كنيد ، تا مگر بر او غالب شويد » 6 . ه - بزرگان عرب وقتى قرآن را مىشنيدند ، آن را به بررسى و نقد نمىگذاشتند ، گرچه برخى ابلهان مغالطه گر به خاطر حماقتشان دست به چنين كارى مىزدند ، امّا آنان كه بهره‌اى از درك و شعور داشتند ، گرچه تعصّب آنان را كوردل ، و از ايمان دورشان ساخته بود ، ولى از مواجه شدن با پيامبر ( ص ) فرار مىكردند و مىگفتند :
قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ
« دلهاى ما از قبول دعوت سخت محجوب و گوش ما از شنيدن ، سخت سنگين و ميان ما و تو حجاب ( ضخيم و فاصله بسيار است ) . . . » . 7 و - امّا خداوند متعال آنان را به همين حال يعنى سكوت عاجزانه و فرار از