تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
حق در نزد آنها كه به عصبيت و تقليد ناروا ، گمراه نشده‌اند ، نيرويى بالاتر از همهء نيروهاست ، پس توحيد را براى آنان يادآورى كرد ، و آنان تا حدودى با توحيد آشنا بودند ؛ مطلبى كه ما آن را در بخش تاريخى از روايات به جا مانده از ابراهيم ( ع ) بيان كرده‌ايم . و در حقيقت به آنان هشدار مىداد ، كه بتها قابل پرستش نيستند ، و خرافات و اوهام را به بهترين وجه از بين مىبرد . تكيه گاه دوّم او علاوه بر نور حق ، نور قرآن بود . چرا كه قرآن كتابى است كه از هيچ راهى باطل بدان راه نيابد ، پيامبر ( ص ) با متانتى كه در خور يك دعوت كنندهء خردمند و رشيد است ، مردم را به دورى از پرستش بتان ، مىخواند ، و قرآن را بر آنان قراءت مىكرد ، پس « حق » و « قرآن » دو برهان قطعى و دو نور درخشنده بودند . مردم از حق به تنهايى نفرت داشتند ، زيرا كه حق ، مخالف عادات و رسوم آنان و كيش پدرانشان بود چنانچه خداوند مىفرمايد :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
« چون آنان را گويند ، پيروى از شريعت و كتابى كه خدا فرستاده كنيد ، پاسخ دهند : ما پيرو كيش پدران خود خواهيم بود ، آيا بايد آنان تابع پدران خود باشند ، در صورتى كه آن پدران ، بى عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستى راه نيافته‌اند » 5 . امّا هنگامى كه آنان قرآن را مىشنيدند ، دچار حيرت و اضطراب مىشدند و نمىدانستند كه ، آيا به گذشتهء خود پايدار باشند ، يا در برابر حقى كه از قرآن دريافته‌اند ، سر تسليم فرود آورند ؟ از سويى با حق به ستيز در مىآمدند ، و از سوى ديگر نمىدانستند كه چگونه آنچه را كه قرآن در بر دارد ، و به آن مىخواند ردّ كنند ؛ آنان با ذوق سخنورى خويش ، خوب مىدانستند كه قرآن بالاتر از هر سخنى است و ممكن نيست چنين سخنانى بر زبان آنان يا افرادى مثل آنان جارى شود ، بلكه محال است كه محمد ( ص ) آنها را از نزد خود
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 89 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى