كه خود حضرت فرموده است ( يا از آن حضرت نقل شده است ) : بر هيچ پيامبرى چيزى فرستاده نشده ، مگر اين كه بشر به مثل آن ايمان داشته است ، و آنچه كه بر من نازل شده ، از راه وحى بوده است ، و من اميدوارم كه در قيامت از همهء پيامبران داراى پيروان بيشترى باشم ، ما اين حديث را قبلا نيز نقل كردهايم .
قرآن براى همهء مخلوقات معجزه است و بر همهء مردم از جانب خدا حجّت ، و اگر چه ، به زبان عربى و به بالاترين مرتبه فصاحت و بلاغت نازل شده است ، امّا از نظر محتوا هيچ كس را ياراى معارضه با آن نيست الفاظش عرب را به زانو درآورده ، معانى و قوانين و علوم موجود در آن و ساختارش همهء مردم را ناتوان كرده است ، چنانچه خداوند مىفرمايد :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« بگو اى پيغمبر كه اگر جن و انس متفق شوند كه مانند اين قرآن كتابى بياورند ، هرگز نتوانند ، هر چند همه پشتيبان يكديگر باشند » 3 كلمات خداى متعال ، برترين كلمات است .
برخورد اعراب با قرآن
محمّد ( ص ) مأمور شد تا خود را براى پذيرش رسالت الهى آماده سازد ، و به دنبال آن ، توحيد و خلق نيك و عبادت خالص براى خدا را ، در بين مردم انتشار دهد ، و اين مأموريت به وسيلهء نخستين آيهء نازل شده ابلاغ شد ، خداى سبحان فرمود : ( اى رسول گرامى برخيز و ) قرآن را به نام پروردگارت كه خداى آفرينندهء عالم است بر خلق قراءت كن ، آن خدايى كه آدمى را از خون بسته بيافريد ، بخوان قرآن را ، و ( بدان كه ) پروردگار تو كريمترين كريمان عالم است ، آن خدايى كه به بشر علم نوشتن به قلم را آموخت ، و به آدم آنچه را نمىدانست تعليم داد » 4 .
محمّد ( ص ) دعوت خود به سوى حق را آغاز كرد ، و در اين راه ، پس از تأييد الهى ، و صبر و مدارا با مردم ، به دو امر تكيه داشت .
تكيه گاه اوّل او ، حق و راستى بود كه مردم را به سوى آن فرا مىخواند زيرا