تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
و قراءت متواتر سه شرط دارد : اوّلا مطابق با « مصحف امام » باشد ، زيرا كه مصحف امام اساس و مرجع است و صورت واقعى قرآنى است كه در عصر رسول اللّه ( ص ) نوشته شده است ، پس با التزام به آن ، قرآن از جهت قراءت و كتابت متواتر مىشود ، و خداى سبحان تا قيامت نگهبان آن است . ثانيا از جهت سند تواتر داشته باشد ، بدين گونه كه گروهى آن قراءت را از گروه ديگر نقل كنند ، و به همين ترتيب تا به زمان پيامبر ( ص ) برسد . ثالثا موافق با روش ثابت در لغت عرب باشد ، البته معناى اين جمله اين نيست كه گفتار علماى نحو در صحّت ، حاكم بر قرآن باشد ، زيرا اين قرآن است كه حاكم بر آنهاست ، و او بالاترين حجت براى علماى نحو در اثبات مدّعاهايشان است ، بلكه منظور اين است كه قراءت ، در مفردات و جمله‌ها و عبارتها مخالف با اسلوب عربى نباشد . نوع دوّم قراءت غير متواترى است كه به طريق آحاد نقل شده و به مرتبهء تواتر نرسيده است ، و راويان آن عادل بوده‌اند و در مورد آنان شائبهء تخطئه در رفتار و گفتار نيست ، قرآن را به اين نوع قراءت مىتوان خواند ، خصوصا اگر مطابق با قراءت متواتر باشد امّا به شرطى كه موافق با مصحف امام باشد ، پس اين نوع قراءت در واقع متواتر با روش لغت عرب موافق است . نوع سوّم قراءت شاذّ كه با مصحف امام مخالف است ، و به سند معتبر ، حتى به طور آحاد ، ثابت نشده است . نظر من اين است كه در بين انواع قراءتها فقط قراءت متواتر مورد پذيرش است . در اين جا تذكر يك نكته لازم است و آن اين كه : برخى در مورد قراءتهاى هفتگانه كه به « قراء سبعه » منسوب است ، گفته‌اند كه در بين آنها قراءت شاذ نيز ديده مىشود ، اگر چه رويهم رفته داراى قراءتهاى متواتر است . در اين زمينه « صادق رافعى » در « اعجاز القرآن » مى نويسد :