برخى از علماى علم قراءت و اهل فنّ ، سه فرد ديگر را به « قرّاء سبعه » ملحق كردهاند ، كه قراءت آنان صحيح و در حدّ تواتر نقل شده است ، اين سه نفر عبارتند از : « ابو جعفر يزيد بن قعّاع » متوفّاى سال 132 ه . ق . 2 -
« يعقوب بن اسحاق حضرى » متوفّاى سال 158 ه . ق . 3 - « خلف بن هشام » .
كه قراءتهاى اينها با قراءتهاى « قرّاء سبعه » مجموعا ده قراءت كامل مىشود .
اقسام قراءت
بايد دانست كه فقط قراءتهاى متواتر داراى اعتبارند ، چه اين كه آنها مناسب با تواتر قرآن ، و نگهدارى آن در بين همهء طبقات و نسلها تا قيامت ، و جلوگيرى از ترديد و شك هستند ، به طورى كه هيچ گونه باطلى در آن راه پيدا نكند ، زيرا قرآن كتابى است كه هيچ گونه باطلى ، چه از پيش رو و چه از پشت سر به سراغ آن نمىآيد ، چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته نازل شده است . و خداوند وعده حفظ آن را داده است
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
29 . و او هرگز ، بر خلاف وعده عمل نمىكند .
امّا با همه اينها علماى علم قراءت مىگويند دو نوع قراءت ديگر داريم كه يكى از طريق آحاد و ديگرى از طريق شاذ بر ما رسيدهاند ، گرچه اين دو نوع قراءت به درجهء اعتبار نرسيدهاند و يا در شأن قرآن نيستند .
از اين رو قراءتها را به سه نوع تقسيم كردهاند :
نوع اوّل ؛ قراءت متواتر ، كه براى تلاوت قرآن حجت است و هيچ مؤمنى حق انكارش را ندارد ، و اگر از « زمخشرى » - متوفّاى سال 538 ه . ق . -
انكار بعضى از قراءتها نقل شده است ، در حقيقت آنها قراءت متواتر نيستند ، و گرنه در شأن فردى چون زمخشرى انكار متواتر نيست ، و كسانى كه خواستهاند از كلمات مثل او چنين چيزى به وى نسبت دهند ، در واقع خود را به ريسمانى سست آويختهاند كه سرانجام آنان را در جهنم فرو خواهد برد ، و در پى طوفانى كه آن را ويران كننده مىپندارند ، پرواز مىكنند ، امّا هرگز به آن نمىرسند ، و هلاك مىشوند ، و « زمخشرى » هيچ گاه قراءت متواتر را انكار نمىكند .