مىخواند .
مسألهء دوّمى كه در مورد گوناگونى قرائتها - غير از تواتر و ثبوت آن از جانب خداى بزرگ توانا - به نظرم مىرسد اين است كه مىبينيم اختيار يكى از قراءتها در محلّ كمكى است براى توضيح معنى و مناسب است با مفهوم و مؤدّى ، مثلا قراءت اماله در مورد « لين » و خطاب ملايم مناسب است و خوانندهء دانا و آگاه آن را در مورد تهديد و انذار به كار نمىبرد ، و يا در سورهء حاقّه با وقف به تاء مرتكب « لين » نمىشود ، زيرا متناسب با موضوع تهديد كه تمامى سوره را فرا گرفته ، نيست ، ما وقتى اين مطلب را فهميديم كه برخى از قرّاء آن را به لين قراءت كردند ، و بعد متوجّه خطاى خود شدند ، و ديگر نزد ما آن را تكرار نكردند .
مسألهء سوّم در مورد تعدّد قراءتها علاوه بر مسألهء مراعات مقتضاى معانى و علاوه بر ترتيل يعنى موسيقى قرآن - اگر اين تعبير صحيح باشد ، با اين كه قرآن داراى مقامى بالاتر و عاليتر است - اين است كه تعدّد قراءت موجود سهولت و راحتى قارى عرب زبان مىشود ، زيرا گاهى قراءتى بر او سخت است و طبيعت يا سليقهء لغوى او توان آن را ندارد .
و در اين جا در مورد تعدد قراءتها مسألهء چهارمى نيز وجود دارد ، و آن اين نيست كه : مجموع دو قراءت - كه هر دو نيز مربوط به قرآن هستند - با يك لفظ دلالت بر دو معناى غير متضاد مىكنند ، مثلا قراءت « لقد جاءكم رسول من انفسكم » 33 به ضم « فاء » به اين معنى دلالت دارد كه پيامبر ( ص ) از عرب است و آنان قوم او و خويشان نزديك يا دور وى هستند ، و اگر قراءت به فتح « فاء » در كنار آن جمع شود ، معنى آيه اين مىشود كه : آن حضرت از بهترين و با شرافتترين آنان است ، بنابر اين دو قراءت در يك كلمه بالصراحه دلالت بر دو معناى غير متضاد دارند ، و هر دو صحيح و راست هستند ، چه اين كه پيامبر ( ص ) از ملّت عرب بود و از خود آنان ، و افكار و احساسات او با افكار و احساسات آنان مرتبط بود ، و او با آنان آميخته و نزديك بود ، و در عين آميختگى ، از برجستهترين و برترين آنان بود . به همين گونه همهء انبيا از برترين
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٧٦