مى توان به يك مسأله اساسى پى برد ، و آن اين كه :
مصاحف در اين مورد اتّحاد كامل نداشتند ، به طورى كه نمى توان گفت همهء آنها از مصحف امام كه توسط عثمان در دار الخلافه نگهدارى مىشد ، نسخه بردارى شده باشند ، روايات بر اين مسأله اتفاق دارند كه مصحف امام توافقى با مصحف شام كه بر طبق قراءت « ابن عامر » بود ، نداشت ، زيرا مصحف شام در حذف « واو » با همهء مصاحف ديگر از جمله مصحف امام فرق داشت ، بنابر اين در چنين موردى بايد به مصحف امام و نسخههايى كه از او نقل شده است رجوع كرد ، مصحفى كه مطابق با مصحف زمان ابو بكر و عمر مىباشد ، مطابق با همان مصحفى است كه در عهد رسول اللّه نوشته شده است .
و همين اختلاف در افزودن كلمه « من » در قراءت « ابن كثير » ، كه با مصحف مكى موافق است ، و نيفزودن آن در ساير مصاحف از جمله مصحف امام ، مشاهده مىشود .
نتيجه اين كه مصحف امام ( مصحف مدينه ) الگو و مادر محسوب مىشود ، و هر چه با آن و اجماع مطابق باشد مورد قبول است ، و هر چه با آن موافق نباشد قابل تأمّل است و چه بسا ردّ كردن آن بهتر است مگر اين كه گفته شود قراءت به زيادى « من » متواتر است نه واحد و شاذّ .
به همين جهت « قرطبى » در مقام جمع بين اضافه كردن و حذف آن مىگويد : « هر جا اختلافى بين « قراء سبعه » در كم و زياد كردن حروف پيدا شد به خاطر آن است كه هر كدام از آنان به آنچه در مصحفش رسيده و آن را روايت كرده اعتماد نموده است ، زيرا عثمان در برخى از نسخهها حرفى را مىنوشت امّا در بعض ديگر اين كار را نمى كرد تا بفهماند كه همهء اينها صحيح و قراءت بر طبق هر يك از آنها جايز است .
راويان قراءتها
قراءتها در دوران صحابه معروف بود ، و همگى آن را از شخص رسول اللّه ( ص ) فرا گرفته بودند ، و ما پيش از اين خاطر نشان ساختيم كه