إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
« خدا بهترين سخن را نازل كرده است ، كتابى است كه آياتش همه با هم مشابه است و از تلاوت آن كسانى كه از پروردگارشان مىترسند ، خوف بر اندام افتد ، و سپس تن و جانشان به ياد خدا بيارامد ، اين راه خداست كه هر كه را بخواهد بدان راهنمايى كند ، و هر كه را خداوند گمراه كند او را هيچ راهنمايى نخواهد بود . » 12
آيات مذكور پرتوى از قرآن كريم است و بيانگر آن است كه قرآن شعر براى آوازه خوانى و نغمه سرايى مانند آهنگهاى عجمها در گذشته و حال نيست ، بلكه كتاب هدايت و پند و عبرت و تهذيب نفوس است ، و هر نوع غنا ، انسان را از ياد خدا و مقاصد او باز مىدارد و با سرگرم شدن نفس ، از درك كردن معانى قرآن محروم مىشود .
و به اين ترتيب ما از واقعيتى ثابت و پايدار تجاوز نمىكنيم و آن پيروى پيشينيان در تلاوت قرآن است كه اصل آن به فرستنده قرآن كريم مىرسد ، كه خود آن را حجّت و دليل و معجزه قرار داده و فرموده است :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« اگر جنّ و انس دست به دست يكديگر دهند و بخواهند مانند قرآن بياورند نخواهند توانست » . 13
پس هر مخالفتى با روش آنان در تلاوت ، مخالفت دستور خداوند است كه فرمود :
وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا
« قرآن را با ترتيل و شمرده بخوان . » 14
بررسى روايات
لكن رواياتى از حضرت رسول ( ص ) رسيده است كه از ظاهرش جواز خواندن قرآن با غنا و طرب استفاده شده است ، امّا پس از مطالب گذشته بايد بگوييم كه نسبت دادن آنها به پيامبر ( ص ) صحيح نيست ، البتّه اين در صورتى