است كه دلالت نزديك يا دور بر جواز غنايى كه آلان در برخى از قاريان ديده مىشود داشته باشد و نيز مطابق مدّعاى كسانى باشد كه معلوم نيست عظمت اسلام را مىخواهند يا نابودى آن را يا آنچه را كه از نوشتههايشان بر مى آيد ؟ و خدا از ضمايرشان آگاه است .
امّا اگر بدانيم كه اين روايات در حقيقت از پيامبر ( ص ) مى باشد و سند آنها صحيح است ، نيازى به ردّ آنها نداريم ، زيرا متنشان با ترتيل الهى منافاتى دارد .
اينك چند تا از آن روايتها را ذكر مىكنيم .
1 - « براء بن عازب » از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود :
« زيّنوا القران باصواتكم »
« قرآن را با آوازهاتان زينت بخشيد » .
2 - « مسلم » از آن حضرت روايت كرده كه فرمود :
« ليس منّا من لم يتغنّ بالقران » .
« هر كه قرآن را با غنا نخواند از ما نيست » .
3 - آن حضرت از شنيدن صداى قرآن از « ابو موسى اشعرى » مسرور مى شد ، بطورى كه روايت شده كه به هنگام شنيدن آواز او مىفرمود : « يكى از مزامير داوود ( ع ) به من عطا شد » و نيز در حالى كه « ابو موسى » متوجّه نبود حضرت ، صداى او را شنيد و آن را نيكو شمرد ، وقتى « ابو موسى » متوجّه شد به آن حضرت گفت : « لوا علم انك تستمع لقرائتى لحبرته لك تحبيرا » « اگر مىدانستم كه قراءت مرا مىشنوى ، برايت بسيار زيبا مىخواندم » .
4 - « عقبة بن عامر » مى گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود :
« تعلموا القرآن و غنوا به و اكتبوه فو اللّه انه لاشد تفصيا من المخاض من العقل » .
« قرآن بياموزيد و آن را به زيبايى بخوانيد و بنويسيدش ، كه به خدا سوگند قرآن - حتّى از عقل - براى رهايى از بيماريها و ناراحتيها بهتر است » .
5 - رسول خدا ( ص ) در سال فتح مكّه ، سورهء فتح را بر شتر خود خواند و سپس به ترجيع پرداخت ، و ترجيع در خواندن يعنى : انداختن صدا به گلو .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٧٠٦