كار را نفى مىكرد .
در اين زمينه از « زياد نميرى » نقل شده است كه او با برخى از قاريان نزد « انس بن مالك » خادم رسول اللّه ( ص ) رفتند ، پس به زياد گفتند : كه قرآن را قراءت كند ، او كه صداى رسايى داشت ، با آواى بلند و با طرب شروع به خواندن قرآن كرد ، « انس » صورتش را كه با پارچهء سياهى پوشيده بود ، باز كرد و گفت : اى شخص ، اين گونه قراءت نمىكردند . و عادت « انس » بر اين بود كه هرگاه امر ناخوشايندى را مىديد ، پارچه را از صورتش بر مىداشت ، اين خبر بيانگر دو مطلب است :
1 : آوازه خوانى و نغمه سرايى با قرآن - چه با صداى بلند باشد يا كوتاه - در ترتيلى كه صحابه از پيامبر ( ص ) آموخته بودند ، وجود نداشته است .
2 : اين آوازه خوانى و غنا در قرآن ، در دورهء امويها و پس از آن كه غناى فارسى در ميان مسلمانان وارد شد ، پديد آمد ، بنابراين بدعت بود و هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى در آتش است و اين غير از ترتيل و قراءت قرآن بر طبق سنّت است .
قرآن كريم ويژگيها و آثار تلاوت صحيح - كه دانشمندان حدود و معيارهاى آن را بيان كردهاند - در نفس خواننده و شنونده را كه حاكى از عظمت قرآن و جايگاه آن در هستى است ياد آورى مىكند و مىفرمايد :
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً . . .
« اگر كتابى با اعجاز بيان كوهها را به رفتار و مردگان را به گفتار آرد و زمين را از هم بشكافد ، همين قرآن با عظمت است ، آرى فرمان همهء عالم با خداست . . . » 5
يعنى اين قرآن در نفوس و در هستى چنان تأثيرى مىگذارد كه ممكن است كوهها را به لرزه در آورد يا زمين را قطعه قطعه كند يا مردگان را به سخن وا دارد ، پس مىتواند در نفس تأثير بسزايى داشته ، و در گوشها نواى خوشى داشته باشد ، پس اگر تأثيرى بر كوهها و زمين و مردگان داشته باشد ، به خاطر قراءت قرآن است آيا مىتوان با تغيير زبان و آواز كه سبب رقص و پايكوبى