تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
اكرم ( ص ) به دستور و تعليم پروردگارش به آن ملتزم بود ، و لذا دانشمندان مىگويند : قراءت سنتى است كه بايد پيروى شود و جايز نيست كه مؤمن از روش پيامبر اكرم ( ص ) روگردان شوند ، و آن حضرت همانطور كه خداوند قراءت را به او آموخته بود ، به اصحابش آموخت ، و صحابه نيز تلاوت او را به تابعين آموختند و قراءت پيامبر ( ص ) مانند خود قرآن كريم به حدّ تواتر رسيد ، و هر دو محفوظ ماندند . بايد گفت كه جدايى بين قرآن و قراءت آن ، جدايى بين دو امر متلازم است ، و سلف صالح و خلف پس از آنان براى به خاطر سپردن قرآن به نوشته اعتماد نمىكردند ، زيرا در نوشته گاهى تحريف و تغيير پديد مىآيد ، امّا آنچه كه در سينه‌ها حفظ شود ، اين گونه نيست . و خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه :
. . . وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا
« . . . قرآن را روشن و شمرده بخوان . » 3 و نيز ترتيل را به خود نسبت داده و فرموده است :
. . . وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
« آن را به ترتيل و شمرده فرو خوانديم . » 4 دانشمندان همت كرده و ضوابطى را براى تشخيص ترتيل صحيح قرآن از ساير قراءتهاى دور از ترتيل معيّن كرده‌اند ، و علم تجويد و قراءات را براى همين جهت قرار داده‌اند . چنان كه اشاره كرديم ، تابعين ( شاگردان صحابه ) در قراءت قرآن همان ترتيلى را كه از صحابه آموخته بودند به كار مىبردند ، و اين همان ترتيلى بود كه خداوند به پيامبر ( ص ) آموخته بود و پيامبر ( ص ) نيز همان را به مردم ، بنابراين سند آن صحيح و كامل و متواتر است . امّا در دورهء امويها - كه دورهء تابعين و برخى از صحابه امى است كه عمر آنان طولانى شده بود - غناى فارسى با الحان آن شايع شد . گويا اين غنا با نغمه‌هايش به قرآن سرايت كرد و بعضى از زبانها از ترتيل زمان پيامبر ( ص ) روى گردان شد و از پيرمردان صحابه هر كه زنده بود ، اين