عربى دخالت دارند ، و فصيحترين لغت عرب آن است كه الفاظ آن مرتّب و عباراتش همسان و آهنگش موزون و بين الفاظ و معانى آن هماهنگى باشد .
ثانيا در مدّ حروف از حيث مدّ طولانى و كوتاه و مدّ لازم و غير لازم و تمام اينها با حفظ هماهنگى در نطق در يك قراءت است ، پس هر قراءتى با الفاظش از جهت بناى كلمه و از جهت طول و قصر مدّ هماهنگ است .
ثالثا در اماله و اقامه حروف ، مانند وقوف به اماله در تاء مربوطه و عدم امالهء در آن .
رابعا در نقطه و ساختار كلمه نظير آيهء شريفه : 27
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ
در اين آيه دو قراءت متواتر نقل شده است ، يكى « فتبينوا » و ديگرى « فتثبتوا » كه در اينجا با يكديگر برخورد كردهاند ، قراءت اوّل تبيّن و جستجوى مطلق را طلب مىكند ، و قراءت دوّم روش تبيّن را كه عبارت از تثبيت به كمال باشد نشان مىدهد پس اگر راهى براى اثبات كلام فاسق نبود ، بايد مردود شناخته شود ، و آنچه از روى گمان و بدون دليل قاطع گفته شود قابل قبول نيست ، و اين هر دو قراءت به سند متواتر رسيده است و جاى هيچ گونه ترديدى در آن نيست ، بنابر اين يكى از دو قراءت مفسّر ديگرى است .
خامسا در زيادى بعضى از حروف مثل « واو » و « من » در يك قراءت و نبود آن در قراءت ديگر ، البتّه اين نوع اختلاف بسيار كم است و من آن را جز در دو مورد نديدهام ، در اين زمينه « ابن جزرى » امام قراء متأخرين - متوفاى سال 823 ه - مى نويسد : « ابن عامر » كه يكى از قراء سبعه به شمار مىآيد آيهء 69 يونس را اين گونه قراءت كرده است
« قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً »
و غير او « و قالوا اتخذ اللّه ولدا » خواندهاند ، و در مصحف « شام » نيز « واو » ذكر نشده است .
مورد ديگر « ابن كثير » اين آيه را ( و اعد لهم جنات تجرى من تحتها الانهار ) 28 ، و ديگران
« تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ »
قراءت كردهاند .
مفهوم كلام « ابن جزرى » اين است كه هر دو قراءت متواترند ، و از اين جا