جمع آورى و تدوين كرد ؛ همان لهجهاى كه در زمان ابو بكر و عمر قرآن بر طبق آن نگارش يافت ، و نزد حفصه به امانت گذاشته شد .
دوّم اين كه اين قراءتها در نهايت برمىگردد به ترتيلى كه از ناحيهء ذات اقدس الهى تعيين شده است ، و خداوند در قرآن كريم آن را به خود نسبت داده است
« وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا »
ما قرآن را با ترتيل و ترتيب خاص نازل كرديم 25 پس اينها اصواتى هستند كه از پيامبر ( ص ) به جا ماندهاند و اگر موسيقى - چنانچه اين تعبير صحيح باشد - در آن ديده شود ، اصوات قرآنى است كه ما در آن از پيامبر ( ص ) پيروى مىكنيم ، پس آنچه در قرآن از مدّ و غنّه ، آوردن همزه و نياوردن آن ، اماله و اقامه ديده مىشود همگى مأثورند ، زيرا قراءت ، سنت پيروى شده است و اختلاف قراءتهاى صحيح و متواتر از صحابهاى است كه پيامبر ( ص ) قرآن را بر آنان خوانده است .
و روش اداء كلمات را كه از خداوند ياد گرفته ، به آنان آموخته است آنجا كه مىفرمايد :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
« اى رسول در حال وحى با شتاب و عجله زبان به قراءت مگشاى ( بلكه تا خاتمهء وحى صبر كن ) كه ما خود قرآن را مجموع و محفوظ داشتهايم و به تو مىخوانيم ، و آنگاه كه برخوانديم تو پيرو آن باش پس از آن بر ماست كه حقايق آن را بر تو بيان كنيم » 26 .
قراءتى را كه خداوند به پيامبرش وعده مىدهد همان ترتيل است يعنى قراءتهاى مأثور از صحابه پيامبر ( ص ) كه از خود آن حضرت دريافت كردند و آن حضرت نيز از خداوند .
و تمام اين قراءتها كه با يكديگر تفاوت دارند ، همه از يك منبع شيرين و چشمهء گوارا نشأت مىگيرند و آن همان تلاوت پيامبر ( ص ) است كه از خداوند دريافت كرده است و هرگز اختلاف و ناهماهنگى در معانى يا تباين در الفاظ نيست ، بلكه اختلاف در امور زير است :
اوّلا در شكل آخر كلمه يا بناى آن ، از چيزهايى كه در فصاحت كلمات