آن به شكل روشن ، جدّا مشكل است » .
اين نكته را بايد به كلام او افزود كه : بر فرض دو زبان مانند هم نيز باشند ، امّا هرگز زبان ديگر نمى تواند عبارتش مانند عبارت قرآن كه تمام انسانها در برابر آن عاجزند ، باشد ، كه اگر انس و جّن با كمك يكديگرند بخواهند نظير آن را بياورند ، نخواهند توانست .
« ابن قتيبه » در كتاب « المعارف » ترجمهء معانى بلاغى قرآن را غير ممكن مىداند ، امّا دربارهء ترجمه معانى اصلى قرآن مىگويد : « اين گونه ترجمه هم خالى از اشكال است و مىتوان قرآن را اين گونه براى عامّه مردم و كسانى كه درك قوّى براى بدست آوردن معانى آن ندارند ، تفسير و تبيين كرد ، و اين به نظر همهء مسلمانان جايز است و اين اجماع ، حجّت است » .
بنابراين ترجمهء قرآن غير ممكن است . و نمى توان ترجمهء آن را قرآن دانست ، زيرا سبب نابودى و تحريف و تبديل آن مىشود ، و مانند تورات و انجيل خواهد شد ، اصل عبرى انجيلها از بين رفته فقط ترجمهء يونانى آن بلكه ترجمهء قسمتى از آن باقى مانده است ، و علّتش همان ترجمه از زبان عربى است ، ما نيز اگر ترجمهء قرآن روا بدانيم ، بر سر آن نيز همان بلا خواهد آمد ، امّا اين راه از اوّل مسدود است ، زيرا ترجمهء قرآن غير ممكن است و همانطور است كه خداوند مىفرمايد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« ما خود ، قرآن را فرستاديم و ما نيز نگهبان آن هستيم » . 34
در اين جا دو موضوع از پرسش سوّم - كه چگونه بيگانگان با قرآن آشنا شوند ؟ - ناشى مىشود .
اوّل اين كه : بسيارى از اروپاييها و آمريكاييها و غير آنان كه بيشترشان ، اهل غرضند تا جوياى حقيقت ، معانى قرآن را به زبان غير عربى نوشته و آن را قرآن ناميدهاند و دست به تحريف آن زدهاند و بيگانگان آن را قرآن دانستهاند ، ما بايد اين ترجمهها را تصحيح كرده حقيقت را آشكار سازيم .
دوّم اين كه : برخى ، از اروپاييها و آمريكاييها دوست دارند با قرآن و