لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
« به تعجيل ، زبان به خواندن قرآن مجنبان ، كه گرد آوردن و خواندنش بر عهدهء ماست ، چون خوانديمش تو آن خواندن را پيروى كن ، سپس بيان آن بر عهدهء ماست » . 33
پرسش اوّل باقى ماند و آن اين كه : آيا فتواى « ابو حنيفه » مبنى بر جواز خواندن قرآن به زبان غير عربى براى كسانى كه قادر به تلّفظ كامل نيستند ، معنايش اين است كه او قرآن را عبارت از معناى تنها مىداند ، با اين كه او اعتراف مىكند ، قرآنى كه بر پيامبر ( ص ) نازل شده است ، لفظ و معنى هر دو مى باشد ؟
در پاسخ مىگوييم : بسيارى از فقهاى قديم و جديد مىگويند : ابو حنيفه ترجمهء قرآن را در حدّى كه اشاره كرديم ، در يكى از ادوار اجتهاد خود جايز دانست ، امّا هرگز آن را قرآن به حساب نمىآورد ، و لذا سجده را در هنگام خواندن ترجمهء آياتى كه سجدهء واجب دارند ، واجب نمىداند و نيز به فتواى او مى توان بدون وضو به ترجمهء قرآن دست زد و نيز زن حائض و نفساء مىتواند آن را بخواند ، زيرا ترجمه قرآن ، قرآن نيست .
از اينرو بيشتر فقهاى حنفى مذهب مىگويند : فتواى ابو حنيفه تنها ترخيصى بود براى كسانى كه هنوز زبان عربى را به نحو كامل نمىتوانستند ادا كنند ، به علاوه ترجمهء آن را دعا به حساب مىآورد نه قرآن ، و شنيده نشده است كه او اين مسأله را در غير فاتحه عنوان كرده باشد .
پس نبايد كسى اين مسأله را اصلى براى جواز ترجمه قرآن به زبانهاى ديگر قرار دهد به عنوان اين كه آنچه ترجمه شده است ، قرآن باشد ، به هر حال ابو حنيفه از رأى اوّل خود باز گشته است و اين خارج از فتواى همه فقها است و هيچ كس خواندن فاتحه را به زبان فارسى يا زبان ديگر در نماز جايز ندانسته است ، بلكه فقط به عنوان دعا براى كسى كه عربى ياد ندارد و نيز كسى را نمىيابد كه به او اقتدا كند ، جايز دانستهاند .
از فتواى ابو حنيفه كه بگذريم بايد دربارهء خود ترجمه سخن بگوييم و براى