اين كه حقيقت مطلب را درك كنيم و به سه پرسش پاسخ دهيم :
1 : آيا ترجمهء قرآن ممكن است ؟
2 : آيا ترجمه به عنوان اين كه قرآن باشد جايز است ؟ يا آنچه ترجمه شده است قرآن نيست ؟
3 : چگونه غير مسلمانان با قرآن و معانى آن آشنا شوند ؟
در پاسخ هر سه سؤال روى هم رفته مىگوييم : چنان كه علماى پيشين گفتهاند : ترجمه قرآن غير ممكن است .
پس « ابن قتيبه » و ساير دانشمندان گفتهاند : هيچ سخن بليغى را نمى توان بلاغتش را به زبان ديگر ترجمه كرد ، زيرا سخن بليغ دو معنى در كنار هم دارد ، يكى معناى اصلى كه هدف اساسى كلام است كه به صورت قصّه يا حكم يا موعظه در آمده است و ديگرى معناى بلاغى ، كه عبارت است از اشارات كلام و مجازات آن و اسلوبهاى گوناگون و صورتهاى مختلف آن - مانند تصويرهاى حسّى و مادى - كه به وسيلهء اينها رتبه بلاغى كلام و فصاحت بيان ، بالا مىرود .
با تطبيق اين قاعده بر قرآن كريم - كه سخن هيچ انسانى به پاى بلاغت آن نمىرسد - معلوم مىشود كه ترجمهء قرآن با تمام ويژگيهاى بلاغى آن محال است .
از اين رو همه دانشمندان پيشين به اتفاق گفتهاند : ترجمهء معانى اصلى قرآن و نكات بلاغى همراه با آن ممكن نيست ، پس اصل اوامر و نواهى و اخبار و قصّههاى آن را مىتوان ترجمه كرد ، اما چون عبارات و اسلوبهاى سخن و اشارات آن بى نظير است ، نمى توان آن را ترجمه كرد .
« شاطبى » در اين زمينه - پس از آن كه معانى كلام را به معانى اصلى و معانى تبعى يعنى تشبيهات و مجازات و كنايات و مقاصد دور كلام تقسيم مىكند ، مى گويد :
« پس از اثبات اين مطلب ، ممكن نيست سخنى را از زبان عربى به زبانهاى ديگر ترجمه كرد - تا چه رسد به ترجمهء قرآن - مگر اين كه دو زبان به نظر مترجم عين هم باشند ، كه در اين صورت مىتوان اقدام به ترجمه كرد ، امّا اثبات
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 692
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٦٩٢