شود كه زبان تركى را مىفهمد با آن كه با آن آشنايى ندارد ، بنابر اين تفسير ظاهر قرآن انسان را به آموختن لغت وا مىدارد ، كه بىدانستن آن فهم قرآن ممكن نيست » .
مقصود « غزالى » از معناى باطنى قرآن ، بررسى دقايقى است كه در لابلاى الفاظ قرآن وجود دارند و اسرار و رموزى كه جز ثابت قدمان در اسلام و علوم گوناگون - هر كس به اندازهء توان علميش - آن را درك نمىكند ، آن هم پس از فهم ظاهر لفظ و مجاز و حذف و اخبار و عموم و خصوص و اطلاق و تقييد آن ، و اين نكته به روشنى در كلام او نمايان است ، زيرا درباره معانى قرآن مى گويد :
« اسرار قرآن براى راسخين در علم « ثابت قدمان در دانش » به اندازهء توان و صفاى دلهايشان و مقدار همّتشان در انديشه و طلب علم ، روشن مىشود ، و براى هر كدامشان امكان ترقّى از درجهاى به درجهء بالاتر وجود دارد ، امّا دستيابى به تمام آن امكان پذير نيست ، هر چند درياها مركّب شوند و درختان قلم ، زيرا كه اسرار كلمهء خداى متعال بى نهايت است ، پس مردم از اين جهت در فهم قرآن نزديك به يكديگرند ، بعد از اين كه همه در شناخت ظاهر تفسير مشتركند ، امّا ظاهر تفسير ما را بىنياز نمىكند . » 30
اينها اشارههايى بود از دانشمندان دربارهء روشهاى تفسير ، و به نظر من در فهم آيات احكام نمىتوان از اخبار و سنّت بىنياز بود ، امّا در غير آن براى عقل ميدان گسترده وجود دارد ، به شرط آن كه غير مشروع نباشد و براى اين جهت سه شرط را بايد در نظر گرفت :
1 : آشنايى صحيح با لغت براى درك معانى تصريف بيان و گوناگونى سخن در قرآن .
2 : عدم مخالفت با سنّت پيامبر ( ص ) كه او نخستين بيانگر قرآن است .
3 : عدم تعصّب فكرى و مذهبى و آن را تحت تأثير قرآن قرار دادن ، تا اين كه تفسير ، تحت تأثير هواى نفس قرار نگيرد ، و خدا داناتر است .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 688
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٦٨٨