است - بيان كند رها نكند و بيشتر احاديث احكام در تفسير آيات مربوط به احكام وجود دارد و بيشتر آنها نيز از نظر سند صحيح و درست است .
« غزالى » و دانشمندان ديگرى كه تفسير به راى را جايز مىدانند ، بلكه از عبارتهاى آنان وجوب آن - در موردى كه سنّت صحيح در كار نباشد - استفاده مىشود ، در دو جا تفسير به راى را جايز نمىدانند .
اول اين كه : قرآن را به راى خود تفسير كنيم يا بخواهيم عقيده و رأى خود را بر آن تحميل كنيم ، يعنى : در موضوع آيهاى ، رأى و خواست معين داشته باشيم و بخواهيم آن آيه را بر طبق همان تأويل كنيم و آن را دليل براى نظر خود بياوريم ، كه اگر اين نظر نبود ، آيه را نيز اين گونه تفسير نمىكرديم و آن را با بيان عالىاش به راى خود سقوط نمىداديم .
گاهى هدف از اين گونه تفسير حمل آيه بر رأى خويش نيست ، امّا اين رأى چنان عقل و دل ما را فرا گرفته است ، كه بدون اختيار به آن گرايش پيدا مى كنيم ، و به اشتباه آن را صحيح مىپنداريم ، در حالى كه چنين نيست .
بدون ترديد ، اين تفسير به رأى ، ناپسند و ممنوع است ، زيرا قرآن كريم ، برتر از آراء و خواستههاى افراد است . و اين تفسير بر اساس هوى است نه رأى خالص و واقعى .
دوّم اين كه : اگر در تفسير قرآن شتاب كرده و به ظواهر آيات - بدون جستجو از سنت و مقابلهء آيات با يكديگر و بدون آشنايى با عرف اسلامى كه برخى الفاظ عربى مخصوص دارد و بدون آگاهى دقيق از روشهاى استنباط قرآن مانند حمل مطلق بر مقيّد و عام بر خاص و بىاطلاع از موارد اضمار و حذف و تأخير و ساير اسلوبهاى اعجاز قرآن - بسنده شود . اين نوع تفسير ناپسند است ، زيرا تفسير به رأى است بدون درك مبانى الفاظ در عرف اسلامى و شايستگى براى اجتهاد ، و اين خطا و مايه سقوط است . در اين دو مورد تفسير به رأى ممنوع است .
در حقيقت در اين دو مورد تفسير به رأى تنها نيست بلكه هوا پرستى يا برخورد ناشايست و كار غير استوار است و اين در هر كارى ناپسند مىباشد .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 685
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٦٨٥