تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
اسلامى الفاظ قرآن ، عقل مىتواند معانى قرآن را - كه افقى گسترده و بسيار دور دارد - استخراج كند ، و در قرآن آيات بسيارى وجود دارد كه عقل را متوجه عمق حقايق هستى و انسان مىكند و هر چه عقل باز شود و ظواهر هستى را به طور صحيح درك كند ، اشاره‌هاى قرآن را در آن رابطه مىيابد ، و هر چه افق عقل بشر در فهم هستى و واقعيتها و اديان گسترش يابد ، فهم او نسبت به قرآن كريم نيز بيشتر خواهد شد . و شايد برخى از صحابه در سخنان خود به همين نكته اشاره دارند مثل كلام منسوب به « ابى الدرداء » « قرآن وقتى فهميده مىشود كه وجود آن مورد بررسى قرار گيرد » . و مثل روايت « عبد اللّه بن مسعود » از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : « براى قرآن ظاهرى است و باطنى و آغازى و پايانى » . و مقصود از « باطن » پيمان اشارات كلام به حقايق هستى و انسانى و معانى ديگرى است كه عقلها آن را درك مىكنند و دانشمند آگاه و روشن ضمير - كه خداوند به او عقل سليم و فكر صحيح عطا كرده باشد - به آن مىرسد . مقصود « غزالى » اين است : معنايى كه از ظواهر الفاظ عرب به دست مىآيد و برخى از آنها كه از طريق پيامبر ( ص ) و صحابه ثابت مىشود ، همان راه رسيدن به معناى ژرفى است كه مردم - هر چند علم پيشرفت كند - آن را درك مىكنند و به ظواهر هستى و خواص آن را درميابند و راهى براى شناخت آن معانى ژرف جز از راه معانى ظاهر و آشكار وجود ندارد . « غزالى » مىگويد : « براى تفسير ، نخست بايد به نقل و روايت رجوع كنيد تا دچار اشتباه نشويد و در مرحلهء بعد به سراغ عقل و استنباط و به دست آوردن غرايبى كه جز با شنيدن و نقل به دست نمىآيد ، رفت ، و نبايد پيش از دستيابى به ظاهر ، انتظار رسيدن به باطن را داشت . و آن كه پيش از آشنايى كامل با تفسير ظاهر ، ادّعاى درك اسرار قرآن را داشته باشد ، مانند كسى است كه ادّعا داشته باشد قبل از گذشتن از در خانه ، به بالاى آن رسيده است ، يا مدّعى