تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
مفسران پيشين مىگويند : « حكمت » همان فهم قرآن است و اگر خداى متعال فهم قرآن را خير بسيار توصيف مىكند ، طبعا هر كه را كه توان درك اين حكمت باشد دعوت مىكند تا با فرا گرفتن آن به خير بسيار برسد . و پنجم اين كه : پيامبر ( ص ) « ابن عباس » را به انديشيدن در قرآن خواند و گفت : « خدايا ! او را در دين فقيه و انديشمند قرار داده ! و دانش تأويل را به او بياموز ! » و « تأويل » همان تفسير عميق و ژرفى است كه خواننده به واسطهء آن در پشت عبارات ، معانى دقيق و ژرف را مىشناسد . و اگر تمام تفسير از پيامبر ( ص ) روايت شده بود ، حضرت نمىگفت : « خدايا او را علم تأويل بياموز » . « غزالى » تنها به اين دلايل بسنده نمى كند ، بلكه پا را فراتر گذاشته و مى گويد : « تفسير به واسطهء سنّت كم است و شامل همهء قرآن نمىشود » و اضافه مىكند كه : « آنچه از صحابه در تفسير رسيده است ، رأى آنان است و ما بايد به نيكى از آنان پيروى كنيم و در تفسير قرآن مانند آنها - و بدون مخالفت با آنها - اجتهاد و اظهار نظر كنيم . » وانگهى صحابه و همچنين تابعين با يكديگر اختلاف نظر دارند و همين اختلاف دليل آن است كه برخى از اين اقوال ، تفسير به راى است و ممكن است بعضى از آنها نقل باشد ، امّا مشخص نيست ، و اگر بر ما لازم باشد كه برخى از اين اقوال مختلف را بپذيريم ، ناچار بايد به رأى خود بعضى را بپذيريم و پاره‌اى را رد كنيم و اين دشوارتر از تفسير به راى ابتدايى است - تا زمانى كه با سنّت معارضه نداشته باشد - . دلايل « غزالى » براى جواز تفسير به راى درست و صحيح است ، فقط اين سخن او كه : « تفسير از طريق سنّت كم است » در غير احكام فقهى است ، امّا در آن زمينه از پيامبر ( ص ) بسيار روايت شده است نه كم ، زيرا كه بيان احكام او بيان دين و تبليغ رسالت الهى است و احكام شرعى را بايد پيامبر ( ص ) بيان كند و مكلفين را بدون آن كه حلال و حرام را برايشان ، يا با تصريح و يا با ذكر اصل و منبع دين - كه مناط احكام و منبع قياس آنها و سبب حفظ مصالح مردم
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 684 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى