نمىدانند مگر اين كه دليل معتبرى آن را تأييد كند ، و ابو حنيفه دربارهء آنان مىگويد : اگر امر به « حسن » و « ابراهيم » برسد ، آنان براى خودشان كسى هستند و ما هم براى خودمان .
امّا دربارهء قصّهها و مسائل هستى و برخى از مطالب مربوط به پيامبر ( ص ) آنگونه كه از يهود توسط تابعين نقل شده است و در كتب تفسير شيوع پيدا كرده و از حدّ خود گذشته است و برخى از تابعين ، بسيارى از اين نوع اخبار را تكرار كردهاند ، حتّى برخى از صحابه نيز به نقل آن مبادرت كردهاند . مثلا روايت شده است كه « عبد اللّه بن عمرو بن عاص » در حادثه « يرموك » دو بار جوال نيمه از كتابهاى اهل كتاب را به همراه داشت . 23
و ممكن نيست كه تمام آنها به طور صحيح از اهل كتابى كه به تورات و انجيل تمسّك جستهاند ، نقل شده باشد و ما يقين نداريم كه آيا « عبد اللّه » آنچه را كه موافق كتاب و سنت صحيح بوده ، انتخاب مىكرده است يا آنچه را كه مخالف بوده نقل مىكرده است يا راه ديگرى را مىپيموده است .
امّا قطعا اگر تابعين آنچه را كه در آن دو بار بوده ، نقل كرده باشند ، امّا همهء آنان به آن ملتزم نبودند و البته همگى از آنها صرف نظر نيز نمىكردند ( در نتيجه عدهاى از آنها نقل كردهاند و عدهاى نه ) بنابر اين ممكن نيست كه ما اخبار صحيح و معتبر نزد آنان را تشخيص دهيم .
دانشمندان در پذيرش اسرائيليات كه دربارهء تفسير رايج شده است ، توقف كردهاند و آن را به سه نوع تقسيم كردهاند :
نوع اوّل : اخبارى كه راست بودن آنها معلوم باشد ، زيرا قرآن با آن موافق است و الفاظ محكمش با آن مخالفتى ندارد ، يا داراى سند صحيح است ، بى شك اين نوع اخبار را نبايد تكذيب كرد ، امّا ما آن را بىنياز از سنت نمىدانيم و هيچ خلأى را پر نمىكند ، بنابر اين نبايد آن را مورد توجّه قرار داد ، زيرا قرآن و سنت ما را از آن بىنياز مىكند . زيرا پذيرش خبرهاى واقعى يهود باعث مىشود كه ما به آسانى خبرهاى ساختگى آنان را كه بيشتر از اخبار واقعى است بپذيريم ، و آنان عمدا مىخواهند دين ما را از بين ببرند ، و وقتى بتوانند ، با
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 678
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٦٧٨