تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
امّا وقتى يهود و نصارى در اسلام وارد شدند و در ميان مسلمانان داستانها و افسانه‌هاى خود را منتشر كردند ، عدّه‌اى از مسلمانان در نقل داستان به قرآن و سنت پيامبر ( ص ) بسنده نكردند و اين مسأله در اواخر دوران خلفاى راشدين پيدا شد ، و صحابه از آن چشم پوشى نكردند و به آن راضى نبودند ، زيرا چه بسا باعث نشر افسانه‌هاى غير واقعى و تحريف معانى قرآن مىشد . در اواخر دوران صحابه گروهى از تابعين پيدا شدند كه آنان را ( قصّاص ) ( داستانسرا ) مىناميدند ، وقتى كه على ( ع ) به خلافت رسيد آنان را از مسجد كوفه بيرون كرد و آنها در عراق پراكنده شده بودند و آن حضرت آنان را از داستانسرايى باز مىداشت مگر آن كه بر طبق قرآن و سنّت پيامبر ( ص ) باشد . روايت شده است كه روزى آن حضرت داخل مسجد شد و تمام اين افراد را بيرون كرد ، بعد در برابر « حسن بصرى » ايستاد و ديد كه او از داستانهاى قرآن و دعوتهاى آن به هدايت پا فرا نمىنهد . يكى از موضوعاتى كه از صحابه به جاى مانده است ، سخن دربارهء مسايل هستى است كه در قرآن وجود دارد و رواياتى كه آنها را نقل كرده‌اند آنها را تفسير آيات هستى به شمار آورده‌اند . به نظر ما چنين تفسيرى اگر مطابق صريح كلام خدا يا سنّت قطعى پيامبر ( ص ) باشد ، معتبر است ، و در غير اين صورت اگر با نظريات علمى قطعى مخالف باشد ، مردود است .

تابعين و « اسرائيليات » ( مطالب نقل شده از يهوديان و منابع يهودى )

تابعين شاگردان صحابه‌اند كه گفتارشان را در تفسير براى افراد پس از خود نقل كرده‌اند ، و آنچه كه از ايشان از صحابه دربارهء احكام فقهى روايت شده ، نزد اكثر فقها مقبول و معتبر است همانطور كه قبلا به آن اشاره كرديم امّا اگر آنان در اين زمينه به رأى خود قرآن را تفسير كنند ، بجز « احمد بن حنبل » و برخى از مالكيها ، بقيهء قول آنان را به خودى خود حجّت و معتبر