پيامبر ( ص ) روايت شده است . 2 - آنچه كه از صحابهء بزرگوار و شاگردانشان - كه به خوبى از آنان پيروى كرده و تفسيرشان را نقل كردهاند ، مانند مجاهد كه از ابن عبّاس نقل كرده است - رسيده است . 3 - لغت ، زيرا كه آن به تنهايى ، ابزار تعبير است و در هيچ روشى نمىتوان از آن بى نياز بود ، بنابراين منبع مستقلّى به حساب نمىآيد ، زيرا در همهء منابع وجود دارد . 4 - رأى ، كه اين ، نخست متكّى بر لغت و منابع شرعى و اهداف آن و اسرار قرآن و وجوه آن مى باشد .
بى ترديد لغت ، نخستين ريشه براى همهء اين منابع است ، و مقصود ما از لغت تنها آنچه كه در كتب لغت وجود دارد نيست ، زيرا تفسير پيامبر ( ص ) ممكن نيست مخالف با لغت عرب و معانى آن باشد ، چه اين كه آن حضرت ، عرب بود و به بهترين نحو ، سخن مىگفت ، و در كلام عرب منبعى صحيحتر براى استعمال كلمات عربى صحيح از سخنان پيامبر ( ص ) وجود ندارد .
اينك در مورد سه منبع ديگر بحث مىكنيم :
اوّل : سنّت كه عظيم ترين آنهاست ، زيرا كه نخستين شارح كتاب خداست ، و تفصيل احكام حلال و حرام فقط در سنّت وجود دارد كه تنها منبع آن است ، و هر كه با تفسير سنت در زمينهء حلال و حرام قرآن مخالفت ورزد ، در زمرهء بهتان زنندگان به قرآن خواهد بود و مصداق آيهء شريفهء :
وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ . . .
« براى هر دروغ كه به زبانتان مىآيد مگوييد كه اين حلال است و اين حرام ، تا بر خدا افترا ببنديد . . . » 18
زيرا اين بخش از قرآن كريم را ، سنت بيان كرده است ، چرا كه اين ، جز رسالت حضرت محمّد ( ص ) است و هر كه با آن مخالفت ورزد ، در حقيقت با رسالت او مخالفت كرده است و به خدا دروغ و افترا بسته است ، پس تمام احكام فقهى قرآن ، چه مربوط به عبادات باشد يا مربوط به تنظيم جامعهء انسانى - كه از خانواده شروع شده و سپس به جماعتها و امّت و رابطهء حاكم با محكوم و رابطه مسلمانان با ديگران در زمان صلح و جنگ مىپردازد - عهدهدار بيان آن ، پيامبر ( ص ) مى باشد و او حجّت بر ماست و بايد از او پيروى كنيم .