تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
زيادى را صرف كردند ولى نتيجهء كار چندان رضايت بخش نشد . د : قرآن كريم داراى تعدادى قراءتهاى تواتر است و قرآن با هر يك از آن قراءتها قرآن است ( يعنى همهء آن قرائتها صحيح است ) . و اينها در معنى با يكديگر پيوند دارند نه اختلاف ، بلكه بعضى از قراءتها معنايش از قراءت ديگر بيشتر است يا معناى آن را با نظمى محكم و دقيق و بدون آن كه نقصى در آن معنا باشد ، توجيه مىكند ، بلكه تصوّر نقص در آن صحيح نيست . و تفسير استوار آن است كه اين پيوستگى را ذكر كند ، مثلا سخن خداى متعال
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . .
17 هم به ضّم « فاء » قراءت شده است ، يعنى : رسول اللّه ( ص ) از خود عربها مى باشد و از آنان بيگانه نيست هم به فتح « فاء » يعنى : آن حضرت از نظر نسب و خلق و مكانت و شرف ، از همه عربها برتر است . و با ضميمه دو قراءت معنى اين مىشود كه : رسول اللّه ( ص ) برترين عرب است . اينها برخى از عواملى است كه سبب مىشود قرآن داراى تفسير باشد ، هر چند خود قرآن آشكار و مفهوم باشد . در اين جا وجه ديگرى براى تفسير وجود دارد كه بايد به آن اشاره كرد و آن بيان اسرارى است كه الفاظ قرآن و علم كتاب در بردارندهء آن است ، بدون آن كه سبب ناهماهنگى و پريشانى الفاظ و معانى شود . همانطور كه اشاره كرديم برخى از مفسّران - مانند زمخشرى - به بيان اسرار بلاغت بعضى از الفاظ قرآن پرداخته‌اند و پس از او نيز مفسّرانى همين روش را دنبال كرده و بر آن افزوده‌اند و در برخى از آيات عين سخن او را آورده‌اند ، و آياتى نيز وجود دارد كه كسى متعرض بيان سّر بلاغت آن نشده است .

روشهاى تفسير

روشهاى تفسير به اختلا منابعى كه مفسّر از آن كمك مىگيرد ، متنوع مىشود ، و منابع تفسير را مىتوان چهار چيز شمرد . 1 - آنچه كه از
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 670 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى